محمّد بن علىّ التّرمذىّ گفت : دو بهشت باشد او را يعنى دو بستان ، يكى به ترس او از خداى و يكى به ترك او شهوت ( 1 ) را . مقاتل گفت : دو بهشت باشد ، بهشت عدن و بهشت نعيم . ابو موسى أشعرىّ گفت : دو بستان باشد از زر سابقان را ، و دو ( 2 ) از سيم تابعان را .
و در خبر است كه يك روز رسول - عليه السلام - گفت اصحاب را كه :
دانى ( 3 ) تا اين بستانها چيست ؟ گفتند : نه . گفت : [ دو ] ( 4 ) بستان است در دو بستان ،
قرارهما لابث و فرعهما ثابت و شجرهما ثابت
( 5 ) . ابو الدرداء گفت : رسول - عليه السلام - اين آيت مىخواند ، من گفتم : يا رسول اللَّه ! و ان زنى و ان سرق و اگر چه زنا كند و دزدى كند ؟ [ 117 - پ ] گفت ؟ اگر چه زنا كند و دزدى كند ، و اگر چه رغم أنف ( 6 ) ابو الدرداء باشد ( 7 ) . * ( فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُما تُكَذِّبانِ ) * .
* ( ذَواتا أَفْنانٍ ) * ، اين صفت بستانهاست . عبد اللَّه عبّاس گفت : خداوندان الوان باشد و هو من الفنّ ( 8 ) و جمعه فنون و أفنان [ و منه قولهم : افتنّ في حديثه ، أى أخذ في فنونه و ضروبه . ضحّاك گفت : الوان ميوهها خواست . مجاهد گفت : أفنان ] ( 9 ) أغصان باشد ، [ خداوند ] ( 10 ) شاخهها ( 11 ) واحد او « فنن » باشد ، قال [ الشّاعر ] ( 12 ) :
يوما على فنن دعوت صباحى
عكرمه گفت : سايهء درختان خواست بر زمين و ديوار . قتاده گفت :
خداوندان فضل وسعت و فراخى باشند . ابن كيسان گفت : * ( ذَواتا ) * اصول خداوندان
هامش
( 1 ) . كا : شهوات .
( 2 ) . آد ، كا ، گا : يكى .
( 3 ) . آج و ديگر نسخه بدلها : دانيد .
( 10 - 4 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به آج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .
( 5 ) . آج و ديگر نسخه بدلها : نابت .
( 6 ) . آد ، گا : رغما لأنف .
( 7 ) . آد ، گا صاحب اين گناه را باشد اين بستانها ، گفت : آرى .
( 8 ) . اساس ، آج : الفن ، با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .
( 12 - 9 ) . اساس ، آج : ندارد ، با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .
( 11 ) . اساس و همهء نسخه بدلها : شاخها / شاخهها .