تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 271

مساهمون:

ص٢٧١
مقام خداى بترسد ، يعنى از آن مقام كه او را باشد پيش خداى . و گفتند : مراد به « مقام » قيامت است كقوله : يَوْمَ يَقُومُ النَّاسُ لِرَبِّ الْعالَمِينَ ( 1 ) . و گفتند : * ( مَقامَ رَبِّه ) * ، أى قيام ربّه عليه في قوله : أَ فَمَنْ هُوَ قائِمٌ عَلى كُلِّ نَفْسٍ بِما كَسَبَتْ ( 2 ) . ابراهيم و مجاهد ( 3 ) گفتند : اين كسى باشد كه همّت كند به معصيتى ، خداى را ياد كند و از ترس خداى آن گناه را رها كند ( 4 ) ، و ذا النّون گفت : علامت خوف مرد ( 5 ) از خداى آن باشد كه خوف ( 6 ) خداى او را ايمن كند از همه چيزى . ابراهيم أدهم گفت : سالى به حج مىرفتم منقطع شدم ، در راه شخصى سياه ( 7 ) منكر را ديدم . از او بترسيدم ، او را گفتم : أجنّى أنت أم إنسيّ تو پريي [ 117 - ر ] يا آدمى ؟ مرا گفت : تو مؤمنى يا كافرى ؟ گفتم : مؤمنم . گفت : دروغ مىگويى ، اگر مؤمن بوديى ( 8 ) جز از او نترسيدى . در خبر است كه چون امير المؤمنين على ( 9 ) برفت و عمرو عبد ودّ را بكشت و باز آمد ، يكى از صحابه گفت : اما خفته حين بارزته از او نترسيدى چون به مبارزت او رفتى ؟ گفت : و كيف يخاف سوى اللَّه من لم يعبد سواه طرفة عين ، گفت : چگونه ترسد از جز خداى آن كه جز خداى را عبادت نكرده باشد يك طرفة العين . سرىّ سقطىّ گفت : دو چيزاند كه مفقوداند و نايافت : خوفى مزعج و شوقى مقلق . * ( جَنَّتانِ ) * دو بهشت و دو بستان باشد او را . گفتند : دو بستان باشد ، يكى از ياقوت سرخ و يكى از زمرّد سبز ، خاكش كافور و عنبر باشد و گل او از مشك أذفر باشد ، هر بستانى از او صد ساله راه بود ، در ميان هر بستانى سرايى باشد از نور .
هامش
( 1 ) . سورهء مطفّفين ( 83 ) آيهء 6 . ( 2 ) . سورهء رعد ( 13 ) آيهء 33 . ( 3 ) . آد ، گا : و ضحّاك . ( 4 ) . آد ، گا : گناه بگذارد . ( 5 ) . اساس : مراد ، با توجّه به آج تصحيح شد . ( 6 ) . اساس ، آج : جون ، با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد . ( 7 ) . آد ، گا و . ( 8 ) . آج و ديگر نسخه بدلها : بودى . ( 9 ) . آد ، كا ، گا عليه السلام .
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 271 | دكتر محمد جعفر ياحقّى - دكتر محمد مهدى ناصح / الشيخ أبو الفتوح الرازي