يعنى بالطَّاعة ( 1 ) و اجتناب المعصية ، و گفتند ( 2 ) درياى حجّت و شبهت است .
* ( بَيْنَهُما بَرْزَخٌ ) * ، از نظر در ( 3 ) دليل . * ( يَخْرُجُ مِنْهُمَا اللُّؤْلُؤُ وَالْمَرْجانُ ) * علم و معرفت است به حق و صواب ، * ( فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُما تُكَذِّبانِ ) * .
* ( وَلَه الْجَوارِ الْمُنْشَآتُ فِي الْبَحْرِ كَالأَعْلامِ ) * ، گفت : و او راست كشتيهاى بزرگ . « المنشات » ، حمزه و عاصم به روايت مفضّل خواندند : المنشات به كسر « شين » ، يعنى آن كشتيها انشاء مىكنند رفتن را ، و باقى قرّاء « منشات » خواندند :
به فتح « شين » بر آن معنى كه كشتيهاست كرده ساخته [ 110 - ر ] مبتدأ ، حق تعالى هم بر سبيل تنبيه و تذكير نعمت گفت : او راست كشتيها ( 4 ) ساخته مسخّر در دريا به مانند كوهها و به قدرت او بر آب روان شدهاند ( 5 ) ، * ( فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُما تُكَذِّبانِ ) * .
* ( كُلُّ مَنْ عَلَيْها فانٍ ) * ، آنگه در وعظ گرفت و گفت : هر كه بر پشت زمين است فانى شوند ( 6 ) ، و مذهب درست آن است كه چون خداى تعالى خواهد كه عالم با فنا برد معنى ( 7 ) بيافريند كه آن را فناء گويند لا فى محلّ تا همهء موجودات [ از ] ( 8 ) اجسام و اعراض فانى شوند ، امّا اجسام بضدّيت و اعراض به جارى [ مجراى ] ( 9 ) ضديّت بر سبيل تبع ، لعدم ما يحتاج إليه . و فنا ضدّ جواهر باشد
هامش
( 1 ) . آد ، كا ، گا : يعنى اداء الطَّاعة .
( 2 ) . كا دريا .
( 3 ) . گا : و .
( 4 ) . آد : كشتيهاست مبتدا كرده كا ، گا : كشتيهاست كرده مبتدا .
( 5 ) . آج و ديگر نسخه بدلها : شده .
( 6 ) . آد ، كا ، گا : شود .
( 7 ) . اساس ندارد با توجّه به آج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .
( 8 ) . آد ، گا : تعيّنى .
( 9 ) . اساس ، آج : ندارد ، با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .