خرمايى ( 1 ) در شكم صدف ( 2 ) بود قطرهء باران بر آن آمد ، چندان كه قطرهء باران بر آن آمده بود مرواريد گشت و باقى استخوان ماند ( 3 ) .
و آن قول كه حكايت كرديم از اهل البيت كه : درياها ( 4 ) على و فاطمه است ، ثعلبيّ در تفسيرش بياورده است به اسناد از سفيان ثورى و سعيد جبير . و اهل اشارت گفتند : * ( مَرَجَ الْبَحْرَيْنِ ) * اين دو دريا يكى معرفت دل است و [ يكى ] ( 5 ) معصيت [ 109 - پ ] نفس - * ( بَيْنَهُما بَرْزَخٌ لا يَبْغِيانِ ) * ، تا معصيت نفس بغى نكند بر معرفت دل .
ابن عطا گفت : ميان خدا و بنده دو درياست ، يكى درياى نجات و آن ( 6 ) است كه هر كه دست در او زند نجات يابد ، و يكى درياى هلاك و آن دنياست هر كه دست در او زند هلاك شود . * ( بَيْنَهُما بَرْزَخٌ لا يَبْغِيانِ ) * ميان اين هر دو برزخى است و آن وعظ ( 7 ) اللَّه است في قلب المسلم وعظ ( 8 ) خداست در دل مرد مسلمان .
* ( يَخْرُجُ مِنْهُمَا اللُّؤْلُؤُ وَالْمَرْجانُ ) * ، چنان كه درّ از درياى ( 9 ) ملح بر آيد دون عذب ، آن جا از عذب بر آيد دون ملح ، و آن قرآن است كه در او علم حلال و حرام است و حوادث و احكام و انواع علوم است . و گفتند : مرج البحرين دنيا و عقباست ، * ( بَيْنَهُما بَرْزَخٌ ) * ( 10 ) گور است ، بيانه قوله : * ( وَمِنْ وَرائِهِمْ بَرْزَخٌ إِلى يَوْمِ يُبْعَثُونَ ) * ( 11 ) * ( ) * * ( . لا يَبْغِيانِ ) * ، تا يكى بر يكى بغى نكند و يكى يكى را نيست نكند . و گفتند : مرج البحرين ، درياى عقل و درياى هوا ( 12 ) . * ( بَيْنَهُما بَرْزَخٌ ) * من لطف اللَّه . * ( يَخْرُجُ مِنْهُمَا اللُّؤْلُؤُ وَالْمَرْجانُ ) * ( 13 ) ،
هامش
( 1 ) . آج : استخوانى خرما .
( 2 ) . آج ، آد ، كا : صدفى .
( 3 ) . آد ، گا : مانده بود .
( 4 ) . آد ، گا : دو دريا .
( 5 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به آج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .
( 6 ) . كذا : در اساس و آج كا و ديگر نسخه بدلها قرآن .
( 8 - 7 ) . آج و ديگر نسخه بدلها : واعظ .
( 9 ) . كا : چنان كه لؤلؤ از گا : چنان كه آن در از دريايى .
( 10 ) . آد ، گا ميان ايشان .
( 11 ) . سورهء مؤمنون ( 23 ) آيهء 100 .
( 12 ) . آد ، گا : هواست .
( 13 ) . كذا در اساس و آج ، آد و ديگر نسخه بدلها توفيق و عصمت است ، و گفتند : درياى حيات و درياى ممات است ، بينهما برزخ من الاجل .