* ( وَلا تُخْسِرُوا الْمِيزانَ ) * ، و ترازو كم مدارى ( 1 ) و چيزها كه سنجى ( 2 ) كم نسنجى ( 3 ) .
قتاده گفت در اين ( 4 ) آيت كه : در كتب اوايل هست : « يابن ادم اعدل كما تحبّ ان يعدل عليك » عدل كن با مردم چنان كه ( 5 ) خواهى كه با تو كنند ، و وفا كن با مردمان چنان كه تو را بايد كه با تو كنند . و بلال ابن أبي برده خواند : * ( وَلا تُخْسِرُوا الْمِيزانَ ) * ، به فتح « تا » و « سين » من الخسران ، قال : و هو النقصان ، و باقى قرّاء به كسر « سين » و ضمّ « تا » من الإخسار .
* ( وَالأَرْضَ وَضَعَها لِلأَنامِ ) * و زمين بنهاد براى خلق ( 6 ) . حسن گفت : للجنّ و الانس . عبد اللَّه عبّاس گفت و شعبي : لكلّ ذي روح .
* ( فِيها فاكِهَةٌ ) * در او انواع ميوههاست ، يعنى در زمين . و « فاكهة » ( 7 ) ابهام را موحّد گفت و منكر . ابن كيسان گفت : مراد هر ( 8 ) چيز است كه مردم به آن تفكّه و تعلَّل كنند از جملهء نعمتهاى خداى تعالى . * ( وَالنَّخْلُ ذاتُ الأَكْمامِ ) * [ و « نخل » درخت خرما باشد ، و مراد خرماست . * ( ذاتُ الأَكْمامِ ) * ] » ، أى ذات الاوعية ، واحدها « كمّ » مراد غلاف خرماست كه آن را كفرّى گويند و هر چه چيزى را باز پوشد ( 10 ) آن را « كم » گويند ، و منه كمّ القميص ، آستين پيرهن را از آن جا « كمّ » گويند كه دست را بپوشد ( 11 ) و كلاه را كمّه گويند ، قال الشّاعر :
هامش
( 1 ) . آج و ديگر نسخه بدلها : مداريد .
( 2 ) . آج و ديگر نسخه بدلها : سنجيد .
( 3 ) . آج ، كا : كم نسنجيد گا : راست سنجيد .
( 4 ) . آد ، گا : گفت دليل .
( 5 ) . آد ، كا ، گا تو .
( 6 ) . آد : خلقان .
( 7 ) . آد ، كا ، گا : و براى .
( 8 ) . اساس : هفت ، با توجّه به آج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .
( 9 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به آج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .
( 10 ) . اساس : پوشند ، با توجّه به آج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .
( 11 ) . آد ، گا : باز پوشيد .