تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 221

مساهمون:

ص٢٢١
كشتى گران ( 1 ) پس از آن كردند به بسيار مدّت و هيچ يك را اثر نماند . * ( فَهَلْ مِنْ مُدَّكِرٍ ) * ، كس هست كه ياد كند و ( 2 ) متّعظ شود و عبرت گيرد و بترسد از مثل آن ؟ . آنگه گفت : * ( فَكَيْفَ كانَ عَذابِي وَنُذُرِ ) * ، گفت بر سبيل تعجّب و تقريع ( 3 ) : عذاب و انذار من چون بود ، فرّاء گفت : « نذر » و إنذار يكى باشد ، يقول العرب : انذرته انذارا و نذرا ، كما يقول : انفقت انفاقا و نفقة و ، و أيقنت ايقاتا و يقينا . آنگه گفت : * ( وَلَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ ) * ما قرآن را آسان بكرديم ( 4 ) براى ذكر ، يعنى چنان ساختيم كه به او متذكّر توان شدن و اعتبار گرفتن . سعيد جبير گفت : للذّكر ، أى للحفظ چنان ساختيم كه ( 5 ) آسان باشد ياد گرفتن ( 6 ) ، و گفت : از كتابهاى خداى تعالى هيچ كتاب نيست كه آن ( 7 ) از بر خوانند الَّا قرآن . * ( فَهَلْ مِنْ مُدَّكِرٍ ) * ، أى متذكّر متّعظ كس هست كه در اين انديشه كند و پند برگيرد ؟ مطر الورّاق گفت در تفسير اين آيت : هل من طالب [ علم ] ( 8 ) فيعان عليه هيچ طالب علم هست كه او را معاونت كنند بر آن ؟ * ( كَذَّبَتْ عادٌ [ فَكَيْفَ كانَ عَذابِي وَنُذُرِ ) * ، آنگه چون طرفى قصّهء نوح برفت ، قصّهء عاد طرفى آغاز كرد كه ايشان قوم هود بودند ، گفت : * ( كَذَّبَتْ عادٌ ) * ] ( 9 ) عاد دروغ داشتند پيغامبر را هود را ( 10 ) . آنگه گفت : عذاب من و انذار من برايشان ( 11 ) چون بود ، آنگه طرفى بيان كرد آن را گفت : * ( إِنَّا أَرْسَلْنا عَلَيْهِمْ رِيحاً صَرْصَراً فِي يَوْمِ نَحْسٍ مُسْتَمِرٍّ ) * ، ما بفرستاديم
هامش
( 1 ) . آج ، آد ، گا : كشتيهاى . ( 2 ) . آج ، كا انديشه كند آد ، گا انديشه نمايد . ( 3 ) . آد ، گا كه . ( 4 ) . كا : خوار بكرديم . ( 5 ) . آد ، گا خوار و . ( 6 ) . آد ، گا آن . ( 7 ) . آد ، كا ، گا را . ( 9 - 8 ) . اساس : ندارد با توجّه به آج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد . ( 10 ) . آج : پيغمبر مرا هود را آد ، گا : پيغمبر مرا يعنى هود كا : پيغمبر من هود را . ( 11 ) . آد ، گا : من ايشان را .