كشتى گران ( 1 ) پس از آن كردند به بسيار مدّت و هيچ يك را اثر نماند . * ( فَهَلْ مِنْ مُدَّكِرٍ ) * ، كس هست كه ياد كند و ( 2 ) متّعظ شود و عبرت گيرد و بترسد از مثل آن ؟ .
آنگه گفت : * ( فَكَيْفَ كانَ عَذابِي وَنُذُرِ ) * ، گفت بر سبيل تعجّب و تقريع ( 3 ) :
عذاب و انذار من چون بود ، فرّاء گفت : « نذر » و إنذار يكى باشد ، يقول العرب :
انذرته انذارا و نذرا ، كما يقول : انفقت انفاقا و نفقة و ، و أيقنت ايقاتا و يقينا .
آنگه گفت : * ( وَلَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ ) * ما قرآن را آسان بكرديم ( 4 ) براى ذكر ، يعنى چنان ساختيم كه به او متذكّر توان شدن و اعتبار گرفتن . سعيد جبير گفت :
للذّكر ، أى للحفظ چنان ساختيم كه ( 5 ) آسان باشد ياد گرفتن ( 6 ) ، و گفت : از كتابهاى خداى تعالى هيچ كتاب نيست كه آن ( 7 ) از بر خوانند الَّا قرآن . * ( فَهَلْ مِنْ مُدَّكِرٍ ) * ، أى متذكّر متّعظ كس هست كه در اين انديشه كند و پند برگيرد ؟
مطر الورّاق گفت در تفسير اين آيت : هل من طالب [ علم ] ( 8 ) فيعان عليه هيچ طالب علم هست كه او را معاونت كنند بر آن ؟
* ( كَذَّبَتْ عادٌ [ فَكَيْفَ كانَ عَذابِي وَنُذُرِ ) * ، آنگه چون طرفى قصّهء نوح برفت ، قصّهء عاد طرفى آغاز كرد كه ايشان قوم هود بودند ، گفت : * ( كَذَّبَتْ عادٌ ) * ] ( 9 ) عاد دروغ داشتند پيغامبر را هود را ( 10 ) .
آنگه گفت : عذاب من و انذار من برايشان ( 11 ) چون بود ، آنگه طرفى بيان كرد آن را گفت : * ( إِنَّا أَرْسَلْنا عَلَيْهِمْ رِيحاً صَرْصَراً فِي يَوْمِ نَحْسٍ مُسْتَمِرٍّ ) * ، ما بفرستاديم
هامش
( 1 ) . آج ، آد ، گا : كشتيهاى .
( 2 ) . آج ، كا انديشه كند آد ، گا انديشه نمايد .
( 3 ) . آد ، گا كه .
( 4 ) . كا : خوار بكرديم .
( 5 ) . آد ، گا خوار و .
( 6 ) . آد ، گا آن .
( 7 ) . آد ، كا ، گا را .
( 9 - 8 ) . اساس : ندارد با توجّه به آج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .
( 10 ) . آج : پيغمبر مرا هود را آد ، گا : پيغمبر مرا يعنى هود كا : پيغمبر من هود را .
( 11 ) . آد ، گا : من ايشان را .