باد مى درآمد ( 1 ) سرهاى ايشان از تن مىگسست و دستهاى ايشان جدا مىكرد ، تنهاى ايشان افتاده بود بى سر بمانند درخت سر بزده ( 2 ) .
ابو بكر انبارى ( 3 ) گفت : مبرّد را ( 4 ) به حضرت اسماعيل بن اسحاق القاضى [ 96 - ر ] از هزار مسأله پرسيدند از جملهء آن مسائل اين بود كه چرا خداى تعالى گفت : جاءها ريح عاصف ( 5 ) ، و دگر جاى : و لسليمان الرّيح عاصفة ( 6 ) ، يك جاى بى « تا » و دگر جاى با « تا » ى تأنيث ، و كذلك قوله : * ( أَعْجازُ نَخْلٍ مُنْقَعِرٍ ) * ، و : أَعْجازُ نَخْلٍ خاوِيَةٍ ؟ گفت : هر چه از اين باب آيد تذكير او بر لفظ محمول بود و تأنيث بر معنى .
* ( فَكَيْفَ كانَ عَذابِي وَنُذُرِ ) * ( 7 ) [ عذاب من و وعيد من برايشان چون بود ؟ ] ( 8 ) .
* ( وَلَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّكِرٍ ) * ، [ و تفسير اين آيت برفت ] ( 9 ) .
* ( كَذَّبَتْ ثَمُودُ بِالنُّذُرِ ) * ، آنگه گفت : ثمود ، كه قوم صالح بودند ، تكذيب كردند و دروغ داشتند انذار صالح را - عليه السلام - و روا باشد [ كه ] ( 10 ) « نذر » جمع نذير باشد اين جا .
* ( فَقالُوا ) * گفتند : * ( أَ بَشَراً مِنَّا واحِداً نَتَّبِعُه ) * ما آدمى را هم از ما ( 11 ) چون ما متابعت كنيم ( 12 ) ؟
* ( إِنَّا إِذاً لَفِي ضَلالٍ وَسُعُرٍ ) * [ ما آنگاه در ضلال و گمراهى باشيم از دين
هامش
( 1 ) . كا : باد بر مىآمد .
( 2 ) . آج ، آد ، گا : سر زده .
( 3 ) . اساس ، آج : انهارى ، با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .
( 4 ) . اساس گفتم ، با توجّه به آج و ديگر نسخه بدلها زايد مىنمايد .
( 5 ) . سوره يونس ( 10 ) آيهء 22 .
( 6 ) . سورهء انبيا ( 21 ) آيهء 8 .
( 7 ) . كا آنگه گفت .
( 9 - 8 ) . اساس ، آج ، ترجمه ندارد ، با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .
( 10 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به آج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .
( 11 ) . آج يكى .
( 12 ) . آد ، گا او را .