* ( عِنْدَها جَنَّةُ الْمَأْوى ) * ، گفت : جنّت مأوى نزديك آن درخت است . عبد اللَّه عبّاس گفت : بر دست راست عرش است و آن جاى شهيدان است ، نظيره قوله :
فَلَهُمْ جَنَّاتُ الْمَأْوى ( 1 ) . عبد اللَّه زبير گفت : يعنى جنّت المبيت يعنى شبگاه ( 2 ) ايشان باشد نه مهمان رهگذرى ( 3 ) باشند ، چنان بودند كه ( 4 ) اگر در بهشت شب بودى هم آن جا بودندى . محمّد بن الكعب القرظىّ در شاذّ خواند : « عندها جنّه المأوى » ، به « ها » على الفعل ، يعنى ستره ، أى ستر النبي - عليه السلام . و بعضى قرّاء در شاذّ خواندند : أجنّه ، و المعنى واحد ، گفتند : اين قراءت على و أنس است . أخفش گفت : معناه أدركه ( 5 ) .
* ( ما زاغَ الْبَصَرُ وَما طَغى ) * ، گفت : چشم او بنگرديد ( 6 ) و ميل نكرد و از آنچه خداى او را فرموده بود تعدّى نكرد . و الزيغ الميل و الطغيان مجاوزة الحدّ .
* ( لَقَدْ رَأى مِنْ آياتِ رَبِّه الْكُبْرى ) * ، گفتند معنى آن است كه : لقد راى الاية الكبرى من ايات ربّه ، چنان كه « كبرى » صفت محذوفى باشد ، و اگر صفت ايات بودى - كه جمع است - كبر ( 7 ) بايستى . بعضى ديگر گفتند : « كبرى » براى ( 8 ) موافقت سرهاى آيت گفت . در آيت خلاف كردند . عبد اللَّه مسعود گفت : رفرفى بود سبز از بهشت فروهشته ( 9 ) ] ( 10 ) چنان كه آفاق بپوشيد ( 11 ) . ضحّاك گفت : سدرهء منتهى بود ، عبد الرحمن زيد و مقاتل گفتند : جبرئيل بود - عليه السلام - بر آن صورت كه در
هامش
( 1 ) . سورهء سجده ( 32 ) آيهء 19 .
( 2 ) . آد : شبانگاه كا ، گا : شبنگاه .
( 3 ) . آج ، آد ، گا : راهگذرى .
( 4 ) . آج ، آد ، كا ، گا : بود كه .
( 5 ) . آد ، كا * ( إِذْ يَغْشَى السِّدْرَةَ ما يَغْشى ) * .
( 6 ) . كا : به او نگرديد آج : او بنگريد .
( 7 ) . اساس : كبرى ، با توجّه به آج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .
( 8 ) . آج آن .
( 9 ) . آج : فرو بهشت .
( 10 ) . اساس ، گا : ندارد ، با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .
( 11 ) . آد ، گا : بپوشد .