تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 172

مساهمون:

ص١٧٢
بردند به سدرهء منتهى ( 1 ) رسيدم ، مرا گفتند : اين سدره است كه هر كس كه از امّت تو بميرد با آن جا رسد چون بر سنّت تو باشد . گفت : نگاه كردم چهار جوى ( 2 ) ديدم كه از زير آن بيرون مىآمد ، و ذلك قوله : أَنْهارٌ مِنْ ماءٍ غَيْرِ آسِنٍ - الى قوله : مِنْ عَسَلٍ مُصَفًّى ( 3 ) ، يكى از آب و يكى از شير و يكى از مى و يكى از انگبين ، درختى بود كه سوار ( 4 ) نيك رو در سايهء او هفتاد سال مىرفتى ، و در خبرى ديگر آمد از أسماء بنت ابي بكر كه او گفت : يك روز رسول - عليه السلام - وصف سدره مىكرد ، گفت : سوار در سايهء او صد سال مىرود ( 5 ) و چندان ( 6 ) سايه بود آن را كه دويست هزار سوار در او بتوانند خفتن . در زير آن بسترى فگنده ( 7 ) از زر صامت ، ميوهء او به شكل سبوهاست ( 8 ) . مقاتل گفت : يك برگ او [ 75 - ر ] همهء دنيا را سايه كند ، ميوه‌هاى او انواع حلىّ و حلل است و همه لون از الوان ميوه بر او باشد ، و اگر سوارى ( 9 ) نيك رو بر اسپى نشيند و خواهد تا گرد ( 10 ) ساق او بگردد پير شود و عمرش برسد ( 11 ) و آن بنرسد ( 12 ) . و در مسائل عبد اللَّه سلام هست كه او رسول - عليه السلام - را پرسيد از وصف شجرهء منتهى ( 13 ) . گفت : درختى است در آسمان هفتم بر او اند هزار هزار ( 14 ) شاخ است ، بر هر شاخىاند هزار هزار ازگ ( 15 ) است ، بر
هامش
( 1 ) . آج ، آد : سدرة المنتهى . ( 2 ) . آد ، گا را . ( 3 ) . سورهء محمّد ( 47 ) آيهء 15 . ( 4 ) . كا : سوار . ( 5 ) . آد ، گا : سال تواند رفت كه باز نايستد . ( 6 ) . آد : و يك برگان را چندان كا : و يك برگ او را چندان . ( 7 ) . آد ، گا : افگنده . ( 8 ) . آد ، كا ، گا : كوزها . ( 9 ) . كا : سوارى . ( 10 ) . آد ، كا : كه گرد . ( 11 ) . آد ، گا : به سر آيد . ( 12 ) . آد ، گا : و هنوز گرد آن نگرديده باشد گا : و به گرد آن نرسد . ( 13 ) . آج : شجرهء سدرة المنتهى . ( 14 ) . آج : اندر هزار هزار . ( 15 ) . آد ، كا ، گا : اژگ .