آسمان باشد ( 1 ) ، گفتند ( 2 ) : معراج است كه به آن بر آسمان رفت ( 3 ) ، گفتند : مراد آن عجايب ( 4 ) است كه آن شب ديد ، بيانه قوله : لِنُرِيَكَ مِنْ آياتِنَا الْكُبْرى ( 5 ) .
* ( أَ فَرَأَيْتُمُ اللَّاتَ وَالْعُزَّى ) * ، گفت : [ ديدى ] ( 6 ) لات و عزّى ( 7 ) ، و اين نام دو بت است از بتان ايشان [ 76 - ر ] . عامّهء فرّاء به تخفيف « تا » خواندند ، آنگه در معنى او خلاف كردند . بعضى گفتند : « اللَّات » تأنيث « اللَّه » است چنان كه گويند :
عمرو و عمرة ( 8 ) و عبّاس و عبّاسه . آنگه چون مشركان اعتقاد كردند ( 9 ) كه آن بتان مؤنّثاند ، « تا » در او آوردند ( 10 ) ، از « اللَّه » « اللَّات » گفتند ، و از « عزيز » ، عزّى .
قتاده گفت : « لات » بتى بود به طايف . ابن زيد گفت : « لات » خانهاى بود به نخله كه عرب پرستيدندى . عبد اللَّه عبّاس و مجاهد و ابو صالح خواندند :
« اللَّات » بتشديد « تا » ، و گفتند : مردى بود كه بست براى حاجيان تر كردى و ايشان را دادى ، چون بمرد قومى بر سر گور او مقام كردند و او را مىپرستيدند .
سدّي گفت : مردى بود كه براى اصنام پست تر كردى ، چون بمرد ( 11 ) او را پرستيدند . مجاهد گفت : مردى بود بر سر كوهى و گوسپندى چند داشت ، از روغن آن گوسپندان سويق ( 12 ) تر كردى و گاه گاه از او حيس ساختى و به حاجيان دادى و جاى او به بطن نخله بود ، چون بمرد مردم او را پرستيدند .
كلبيّ گفت : مردى بود از ثقيف ( 13 ) او را گلَّهء گوسپندى بود ، روغن آن
هامش
( 1 ) . آج : بود آو ، گا و .
( 2 ) . آج ، آد ، كا مراد .
( 3 ) . آد ، كا ، گا و .
( 4 ) . آج ، آد ، كا : عجايبى .
( 5 ) . سورهء طه ( 20 ) آيهء 23 . ضبط قرآن مجيد : لنريك .
( 6 ) . اساس : ندارد آد ، كا ، كا : ديديد ، با توجّه به آج افزوده شد .
( 7 ) . آد ، گا را .
( 8 ) . كا : عمره و عمره .
( 9 ) . كا : كردندى .
( 10 ) . آد : در آوردند .
( 11 ) . آج مردم .
( 12 ) . كا : پست .
( 13 ) . آد ، گا و .