مىكردند تا بطن ( 1 ) نخله آمد و قوم خود را گفت : اهل مكّه را دو كوه است كه آن جا طواف مىكنند ، و خدايى است ايشان را كه او را مىپرستند ( 2 ) و شما را نيست .
گفتند : پس چه فرمايى ؟ گفت : من تدبيرى سازم . برفت و سنگى از كوه صفا بكند و يكى از مروه و بياورد و بنهاد در برابر يكديگر ، گفت : اين صفا و مروهء شماست و سه سنگ بگرفت و برهم نهاد در بن درخت ( 3 ) خرما و گفت : اين معبود شماست اين را مىپرستى ( 4 ) و آن جا طواف مىكنى ( 5 ) . همچنين مىكردند تا رسول - عليه السلام - مكّه بگشاد ( 6 ) ، بفرمود تا آن سنگها برداشت و آن درخت ببريدند ، و تولَّاى ( 7 ) درخت بريدن خالد وليد ( 8 ) را فرمود . ابن زيد گفت : خانهاى بود به طايف در كه ثقيف ( 9 ) پرستيدندى .
* ( وَمَناةَ الثَّالِثَةَ الأُخْرى ) * ، ابن كثير « مناءة » خواند به مدّ ، و ابو بكر و عاصم ( 10 ) همچنين روايت كردند ( 11 ) . و أنشد :
الأهل أتى تيم ( 12 ) بن عبد مناءة
على الشّنء فيما بيننا ابن تميم
و باقى قرّاء مقصور ( 13 ) خواندند . قتاده گفت : اين بتى بود كه خزاعه ( 14 ) پرستيدندى و در اصل قديد را بود . ابن زيد گفت : نام خانهاى است در مشلل ( 15 ) ، بنو كعب [ 77 - ر ] آن را پرستيدندى [ ضحّاك گفت : صنمى بود از آن هذيل و
هامش
( 1 ) . كا : ببطن .
( 2 ) . آج : ايشان را كش مىپرستند .
( 3 ) . آج ، آد ، گا : درختى ، كا : درختى از آن .
( 4 ) . آج و ديگر نسخه بدلها : مىپرستيد .
( 5 ) . آج و ديگر نسخه بدلها : مىكنيد .
( 6 ) . آد و .
( 7 ) . آج و ديگر نسخه بدلها آن كار ، يعنى .
( 8 ) . آج و ديگر نسخه بدلها : خالد بن وليد .
( 9 ) . آد ، كا ، گا : بنى ثقيف .
( 10 ) . آج و ديگر نسخه بدلها : ابو بكر عن عاصم .
( 11 ) . آج و ديگر نسخه بدلها : كرد .
( 12 ) . اساس ، آج ، كا : ائب تيم ، با توجه به چاپ شعرانى و مآخذ ديگر تصحيح شد .
( 13 ) . اساس : منصوب ، با توجّه به آج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .
( 14 ) . آد ، كا ، گا بنى خزاعه .
( 15 ) . اساس ، آج : ملل ، با توجه به آد ، كا تصحيح شد .