هرازگى ( 1 ) اند هزار هزار برگ است ، در زير هر برگىاند هزار هزار كردوس فرشته است ، هر كردوسىاند هزار هزار ، و در بعضى اخبار چنان است كه : شجرهء منتهى و شجرهء طوبى يكى است ، و ذكر آن در حديث معراج رفته است .
* ( إِذْ يَغْشَى السِّدْرَةَ ما يَغْشى ) * ، گفت : باز پوشيد آن را كه باز پوشيد ، يعنى سايه افگند بر آنچه سايه افگند . عبد اللَّه مسعود گفت : مراد به « ما يغشى » بسترى است از زر خالص ، و اين روايت ضحّاك است از عبد اللَّه عبّاس . حسن گفت :
نورى است از خداى تعالى كه او را ( 2 ) باز پوشيد تا از آن نور روشن شد ، و گفتند :
مراد فرشتگاناند كه به منزلت مرغان بر او نشينند چندان كه عددشان جز خداى نداند ، و رسول - عليه السلام - گفت : بر هر برگى از برگهاى او فرشتهاى را ديدم ايستاده تسبيح و تهليل مىكردند خداى را .
و ابو هريره روايت كرد در حديث معراج در اين آيت كه : آنچه به او رسد و او را باز پوشد نورى باشد از انوار ملك - جلّ جلاله - و فرشتگانى ( 3 ) به مانند كلاغ كه بر او نشينند ( 4 ) ، گفت : چون آن جا رسيدم با من سخن گفت و مرا گفت : حاجت بخواه ، و در خبرى ديگر آمد كه ( 5 ) رسول - عليه السلام - گفت : شب معراج به درخت سدرهء منتهى رسيدم و شناختم كه ( 6 ) آن درخت سدره است [ 76 - ر ] به برگ ، و نيز ( 7 ) نبقش ديدم به مانند سبوهاى بزرگ و برگش مانند گوشهاى پيلان ، آنگه به او رسيد آنچه ( 8 ) رسيد از نور خداى تعالى بر او ياقوت و زمرّد شد تا به حدّى رسيد به حسن و جمال كه واصفان از وصف ( 9 ) عاجز شدند ( 10 ) .
هامش
( 1 ) . آد ، كا ، گا : اژگى .
( 2 ) . آج : آن را .
( 3 ) . گا : و آن فرشتگان .
( 4 ) . گا : كلاغان بودند كه بر درختان نشينند .
( 5 ) . آج : ديگر است كه .
( 6 ) . گا : و دانستم كه .
( 7 ) . گا : و به بر .
( 8 ) . آج به او .
( 9 ) . آج ، گا او .
( 10 ) . گا : باشند .