آنگه چون وقت در آمد گفت بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ ( 1 ) ، اين « ما » همان « ما » است يعنى ما انزل اليك من ربّك [ فى علىّ ] ( 2 ) ليلة المعراج .
قوله : * ( ما كَذَبَ الْفُؤادُ ما رَأى ) * ، ابو جعفر خواند و حسن بصرى و جحدرىّ و قتاده : كذّب بتشديد ( 3 ) ، يعنى آنچه به چشم ديد به دل تكذيب نكرد بل تصديق كرد و راست داشت و ايمان آورد به او . و باقى قرّاء به تخفيف خواندند .
* ( ما كَذَبَ الْفُؤادُ ) * ، يعنى دل او با او دروغ نگفت در آنچه ديد و تقدير آن كه :
ما كذب فؤاد محمّد محمّدا فى الَّذى راه . « ما » مفعول دوم ( 4 ) است و مفعول اوّل محذوف است . يقال : كذبته الحديث . بعضى دگر گفتند ، تقدير ( 5 ) آن است : ما كذب الفؤاد [ فى ] ( 6 ) ما راى ، آنگه « فى » بيفگند . چنان كه شاعر گفت :
لو كنت صادقة الَّذي حدثتني
( 7 ) بعضى ديگر گفتند تقدير آن ( 8 ) كه : ما كذب الفؤاد [ فؤاد ] ( 9 ) وعاء دل است يعنى فؤاد كه غشاء است شك نكرد در آنچه در دل ديد كه اصل است ، خلاف كردند در آن كه چه ديد . قومى گفتند : جبريل را ديد بر آن شكل ( 10 ) كه در آسمان باشد و اخبارى كه در اين آوردند ( 11 ) در آن كه رسول خداى را ديد ( 12 ) شك نيست كه ظاهر آيت اين است كه : ما كذب الفؤاد ما راى هو ( 13 ) دل محمّد در آنچه ديد دروغ نگفت با او . و اضافت رؤيت با دل است ، و رؤيت دل علم باشد اگر چه
هامش
( 1 ) . سورهء مائده ( 5 ) آيهء 67 .
( 2 ) . اساس : ندارد ، از آج افزوده شد .
( 3 ) . اساس خواندند ، با توجّه به آج و معنى جمله زائد تشخيص داده شد .
( 4 ) . گا : دويم .
( 5 ) . آد ، گا : معنى .
( 6 ) . اساس : ندارد ، از آج افزوده شد .
( 7 ) . اساس ، و آج : حديثين با توجه به ديگر نسخه بدلها تصحيح شد ، آد ، كا ، گا اى ، فى التى حدثتنى .
( 8 ) . آج است .
( 9 ) . آج ، كا هيچ .
( 10 ) . آد ، گا : صورت .
( 11 ) . آج ، آد ، گا : در اين مىآوردند .
( 12 ) . آج ، كا هيچ .
( 13 ) . آج : ما كذب الفؤاد هو .