و قيب قوس و قاد رمح . و قيد رمح اى قدر قوس و مقدار ( 1 ) رمح . و مثال او از لغت قولهم : مخّ زير و رار ( 2 ) اى ذايب و منه
قول النبىّ - عليه السلام : لقاب قوس ( 3 ) احدكم من الجنة خير من الدنيا و ما فيها ،
اى مقدار قوس احدكم . گفت مقدار يك كمان از بهشت بهتر باشد كه همهء دنيا ( 4 ) و هر چه در اوست ( 5 ) . گفتند :
مراد كمان عربى است [ 72 - پ ] يعنى چندان كه پيمودن دو كمان باشد يعنى ( 6 ) قوس مرّتين ، مجاهد گفت : قاب القوس آن جا باشد از كمان كه زه در او افگنند بر اين قول معنى آن بود كه از گوشهء كمان تا به ديگر گوشه .
سعيد بن المسيّب گفت : قاب صدر كمان باشد آن جا كه دوال در بندند و هر كمان ( 7 ) را يك قاب باشد معنى آن است كه قرب محمّد از جبرئيل مقدار اين بود كه قاب دو كمان بر اين تفسير كه رفت و بعضى اهل معانى گفتند اين عبارت است به تأكيد ( 8 ) محبّت و غايت رفعت منزلت و علوّ رتبت . و اصل اين آن است كه دو معاهد و هم سوگند در جاهليّت چون خواستندى ( 9 ) كه عقد صفا و عهد و وفا ( 10 ) مؤكّد كنند كمانها بياوردندى و به يكديگر باز نهادندى يعنى متظاهريم و متعاونيم هر يك از ما حمايت صاحبش ( 11 ) خواهد كردن . بعضى دگر گفتند : اين عبارت است [ در كلام عرب از قرب چيزى به چيزى و اين مستعمل است ] ( 12 ) در كلام و اشعار ايشان .
هامش
( 1 ) . گا : قدر .
( 2 ) . كا ، گا : ريرورار رير ضعيف ، آد زير ضعيف .
( 3 ) . آج : قوسين .
( 4 ) . آج ، آد ، گا : از دنيا كا : از همّهء دنيا .
( 5 ) . آج : در دنياست .
( 6 ) . آد ، كا ، گا مقدار .
( 7 ) . آد ، كا ، گا : هر كمانى .
( 8 ) . آد : از تأييد .
( 9 ) . آج : خاستندى .
( 10 ) . آد ، كا ، گا : عهد وفا .
( 11 ) . آد ، گا : صاحب خود .
( 12 ) . اساس ، آج : ندارد ، با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .