شقيق بن سلمه و سعيد جبير ( 1 ) و عطاء و ابو اسحاق الهمدانىّ گفتند : قاب قوسين ، اى قدر ذراعين . و القوس الذّراع ، لأنّه ( 2 ) يقاس بها كلّ شىء و يذرع ، و ذراع را قوس خوانند براى آن كه چيزها به او ( 3 ) پيمايند و قياس كنند و اين لغت بعضى اهل حجاز است . * ( أَوْ أَدْنى ) * ، قيل : بل ادنى بل نزديكتر . و قيل : و ادنى و نزديكتر .
و بعضى محقّقان گفتند براى آن « او » گفت كه آن جا حدّى محصور ( 4 ) نبود . ابو العبّاس عطَّار را گفتند : چه معنى دارد اين آيت ؟ گفت : چگونه [ 72 - پ ] وصف كنم مقامى را كه جبرئيل و ميكائيل و اسرافيل از [ آن ] ( 5 ) دور بودند ( 6 ) و جز محمّد - عليه السلام - نبود و خداى تعالى . كسايى گفت : يك كمان خواست ، چنان كه شاعر گفت :
و مهمهين قذفين ( 7 ) مرتين
ظهراهما مثل ظهور الترسين
جبتهما بالنعت لا بالنعتين
( 8 ) بعضى ديگر گفتند : * ( فَتَدَلَّى ) * ، اى فدلَّل من الدلال ( 9 ) ناز كرد كقولهم تظنّنت ( 10 ) و تقضّى البازى و املّ الشيء و أملى و خرجنا نتلعىّ ، اى نتلعّع ، اى نأخذ ( 11 ) اللعاع ( 12 ) .
هامش
( 1 ) . آج : سعد بن عمير .
( 2 ) . آج لا .
( 3 ) . آج : به آن .
( 4 ) . آد ، كا ، گا محقّق .
( 5 ) . اساس : ندارد ، از آج افزوده شد .
( 6 ) . آد ، گا و در نگنجيدند .
( 7 ) . كا : مدوين .
( 8 ) . اين شعر در نسخهها و منابع ديگر مغشوش است از لسان العرب ( مادهء مهمهين ) نقل شد . تنها مصرع اول در همهء نسخهها به همين گونه است . مصراع دوم در هيچ نسخهاى وجود ندارد . مصرع دوم در اساس و آج هست : قطيعه بالام لا بالهنين آد ، گا : قطعته با لام لا باليمينين كا : قطعته با لام لا بالامنين . در لسان العرب شعر به مجاشعى منسوب است .
( 9 ) . اساس : الادلال ، با توجّه به آج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .
( 10 ) . اساس و آج : نقطه ندارد به آد ، گا : تظييت .
( 11 ) . كا : يأخذ .
( 12 ) . اساس و آج : اللعاج خوانده مىشود ، با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .