عبّاس و حمزه پيش رسول - عليه السلام - رفتند كه ما را چه فرمايى ؟ گفت :
خداى مىفرمايد كه در ( 1 ) بر آرى ( 2 ) ، چندان كه گفتند فايده نبود ، تا گفتند : چندانى رها كن كه ( 3 ) سوراخى باشد كه بنگريم ( 4 ) و روى تو ببينيم ، گفت : رخصت نيست .
گفتند : چندان كه ( 5 ) آواز تو بشنويم ، گفت : دستورى نيست . برخاستند و درها برآوردند و صحابه نيز طمع ببريدند و در بر آوردند ، و در [ 69 - ر ] امير المؤمنين گشاده رها كرد ( 6 ) . منافقان چون چنان ديدند گفتند : الا إنّ محمّدا قد ضلّ في علىّ ، خداى تعالى آيت فرستاد ( 7 ) . * ( وَالنَّجْمِ إِذا هَوى ، ما ضَلَّ صاحِبُكُمْ وَما غَوى ) * بحقّ ستارگان كه فرود ( 8 ) مىشوند كه رسول ما ( 9 ) ضالّ و غاوى نيست آنگه رسول - عليه السلام - به منبر بر آمد و جواب ( 10 ) آنان گفت كه گفتند : چرا على را تخصيص كردى و در او رها كردى و در ما بر آوردى ، و خطبه كرد و در آخر خطبه گفت :
و اللَّه ما سددت ابوابكم و لا فتحت باب علىّ بل اللَّه سدّ ابوابكم و فتح باب علىّ
به خداى كه من در بر شما بر نياوردم و در على نگشادم ، بل على را در خداى گشاد . * ( إِذا هَوى ) * ، إذا سقط و نزل . و الهوى النزول و السقوط ، يقال : هوى يهوى هويّا ، كما يقال :
مضى يمضي مضيّا ، قال زهير :
يشجّ بها الا ما عز و هى تهوي
هوىّ ( 11 ) الدلو اسلمها الرّشاء
و هوى يهوى هوى بالقصر اذا أحبّ ، و الهواء بالمد الجوّ . عروة بن زبير روايت كرد از جماعتى كه : عتبة بن ابي لهب چون اين سورت فرود آمد ، بيامد و
هامش
( 1 ) . آد ، گا : همهء درها .
( 2 ) . آد ، كا ، گا : بر آريد .
( 3 ) . كا : رها كنيم .
( 4 ) . آج : تا بنگريم .
( 5 ) . آد ، گا : چندانى كه كا : فرجهاى كه .
( 6 ) . آد ، گا : و در حجرهء امير المؤمنين - عليه السلام - رها كردند كا : الا در حجرهء على - عليه السلام - كه بر نياوردند .
( 7 ) . كا : اين آيت فرستاد كه .
( 8 ) . آج و همهء نسخه بدلها : فرود .
( 9 ) . آد ، كا ، گا : شما .
( 10 ) . آد ، كا ، گا : بجواب .
( 11 ) . اساس : هو ، با توجّه به آج تصحيح شد .