تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 159

مساهمون:

ص١٥٩
گفت : و اللَّه لأوذين محمّدا به خداى كه محمّد را برنجانم . آنگه بيامد و گفت : هو يكفر بالنجم اذا هوى ، و بالذي دنى فتدلَّى . رسول - عليه السلام - دلتنگ شد ، بر او دعا كرد ( 1 ) گفت : اللَّهم سلَّط عليه كلبا من كلابك يأكله بار خدايا سگى را از سگانت بر او مسلط گردان تا او را بخورد . از آن پس عن قريب اتّفاق سفر شام افتاد ايشان را ، او با پدر و جماعتى كافران قريش به بازرگانى رفتند . چون به بعضى راه رسيدند به منزلى فرود آمدند ، ديرى بود و راهبى بر او ( 2 ) ، آواز داد [ 69 - پ ] كه : اين زمين مسبه است ، خود را نگاه دارى ( 3 ) . ابو لهب گفت : يا معشر قريش أعينونى الليلة فانّي أخاف على ابني دعوة محمّد مرا يارى دهى ( 4 ) امشب كه من مىترسم از دعاى محمّد بر پسرم . ايشان جمله رحلها جمع كردند و بر بالاى همه ، جاى عتبه بساختند ، و ايشان پيراهن او بخفتند كه از شب پاره‌اى بگذشت ، شيرى بيامد و از آن جملهء ايشان كس را گزند نكرد و بجست بر بالاى آن رحلها حمله برد و عتبه را سر از تن بگسست ، او آواز داد كه : قتلني ربّ محمّد ، اين بگفت و در حال بمرد و شير او را بدريد و بخورد و برگرديد و تعرّض كس نكرد ، حسّان ثابت در اين معنى گفت ( 5 ) .
سائل بنى الاشعر ان جئتهم ما كان انباء ابي واسع
لا وسّع اللَّه له قبره بل ضيّق اللَّه على القاطع
رمى رسول اللَّه من بينهم ( 6 ) دون قريش رمية القارع
فاستوجب الدّعوة منهم ( 7 ) بما بيّن للنّاظر و السّامع
ان سلَّط اللَّه به كلبه يمشى الهوينا مشية الخادع
هامش
( 1 ) . آد ، گا : دعاى بد كرد . ( 2 ) . كا : در او ، راهب . ( 3 ) . آج ، اد ، گا : نگاه داريد . ( 4 ) . آج و ديگر نسخه بدلها : دهيد . ( 5 ) . آ ، كا ، گا : گويد . ( 6 ) . آد ، گا : سهمهم كا : سهمه . ( 7 ) . اساس . منه ، با توجّه به آج تصحيح شد .
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 159 | دكتر محمد جعفر ياحقّى - دكتر محمد مهدى ناصح / الشيخ أبو الفتوح الرازي