اختيار پسر كردى نه اختيار دختر ، براى آن كه حكيم عالم اختيار بهتر كند اختيار بتر ( 1 ) نكند .
* ( أَمْ تَسْئَلُهُمْ أَجْراً ) * يا تو كه محمّدى بر اداى اين رسالت جعلى و مزدى مىخواهى كه ايشان از آن غرامت گران بارند . و غرم و غرامت و مغرم هر سه يكى باشد و آن الزامى باشد بر طريق الحاح مالى را كه آن را عوض نخواهند دادن ، و منه الغريم .
* ( أَمْ عِنْدَهُمُ الْغَيْبُ فَهُمْ يَكْتُبُونَ ) * يا بنزديك ايشان علم غيب است ( 2 ) ايشان از آن جا مىنويسند يا دعوى مىكنند كه ما مىدانيم كه اين محمّد - عليه السلام - مىگويد از حديث بعث و نشور [ 62 - ر ] و ثواب و عقاب ، آن را اصلى نيست .
بعضى مفسّران گفتند اين جواب آن است كه ايشان گفتند : اگر آخرت اصلى دارد هم ما را بهتر باشد آن جا ، چنان كه گفت : وَلَئِنْ رُجِعْتُ إِلى رَبِّي إِنَّ لِي عِنْدَه لَلْحُسْنى ( 3 ) ، و قوله : وَلَئِنْ رُدِدْتُ إِلى رَبِّي لأَجِدَنَّ خَيْراً مِنْها مُنْقَلَباً ( 4 ) ، يعنى اين غيب است از كجا اين وحى به شما آمده است يا از كجا نوشته است ( 5 ) اين حديث ! و اين قول حسن بصرى است .
* ( أَمْ يُرِيدُونَ كَيْداً ) * يا مىخواهند تا با توكيدى ( 6 ) كنند مكر ايشان با ايشان گردد و ايشان مكيد و ممكور باشند خداى تعالى كيد ايشان با نحر ( 7 ) ايشان گرداند . يقال : كاد ، يكيده ( 8 ) كيدا فهو كايد . و المفعول ، مكيد كالمبيع ، من باعه و المكيل من كاله . و كيد خداى تعالى تدبيرى باشد كه بسازد براى اولياء خود بر اعداء خود تا قهر و غلبه كند ايشان را و كلمهء « اولياء » به آن عالى شود به قتل و اسر اعداء . زجّاج گفت : معنى آن است كه ايشان به اين
هامش
( 1 ) . كا ، گا : بدتر .
( 2 ) . آد ، گا كه .
( 3 ) . سورهء فصّلت ( 41 ) آيهء 50 .
( 4 ) . سورهء كهف ( 18 ) آيهء 36 .
( 5 ) . آج : نوشتهاى آد ، كا ، گا : نوشتهايد .
( 6 ) . آد ، كا ، گا : كه با تو مكرى .
( 7 ) . كذا : در اساس ، آج ، كا آد ، گا : خود .
( 8 ) . آد ، گا : يكيد .