* ( قُلْ تَرَبَّصُوا فَإِنِّي مَعَكُمْ مِنَ الْمُتَرَبِّصِينَ ) * بگو ايشان را ( 1 ) [ 60 - پ ] انتظار كنى ( 2 ) به صبر كه من نيز در حقّ شما هم اين مىكنم تا آنچه در حقّ من مىاندازى ( 3 ) به شما بينم ( 4 ) كه فرمان خداى در شما رسد از مرگ يا عذاب .
* ( أَمْ تَأْمُرُهُمْ أَحْلامُهُمْ بِهذا ) * يا عقل ايشان مىفرمايد ايشان را اين كه مىكنند .
و اين براى آن گفت كه ايشان دعوى عقل و زيادت او كردند بر ديگران و از احلام و عقول خود لاف زدند و گفتند : إن محمّدا قد سفّه أحلامنا ، يعنى مىگويد عقل شما سفيه است و سبك است ، يعنى اندك است . گفت : اين ثمرهء عقل ايشان است . * ( أَمْ هُمْ قَوْمٌ طاغُونَ ) * بل خود ايشان گروهىاند طاغيان و از حد و اندازه برون رفتگان ( 5 ) .
* ( أَمْ يَقُولُونَ تَقَوَّلَه ) * يا مىگويند اين قرآن محمّد فرا بافته است از خويشتن ، * ( بَلْ لا يُؤْمِنُونَ ) * گفت نه چنين است كه ايشان گفتند بل ايشان را برگ نيست كه ايمان آرند به اين قرآن از عتو و طغيان و استكبارشان . آنگه دليل انگيخت ايشان را بر آن كه اين قرآن گفته و ساختهء ( 6 ) بشر نيست ، گفت : * ( فَلْيَأْتُوا بِحَدِيثٍ مِثْلِه ) * بگو تا قرآنى چنين بيارند ( 7 ) اگر دعوى مىكنند كه اين قرآن ، تو گفتهاى و تو آوردهاى ، اگر راست مىگويى ( 8 ) در اين دعوى كه كردى ( 9 ) كه زبان زبان شماست و محمّد هم از شهر ( 10 ) و نسب شماست و در بشريّت و فصاحت و لغت و ولايت شهر يكى اى ( 11 ) . چون نمىتوانى آوردن ، دليل است بر آن كه محمّد هم نتواند ( 12 ) ، و اين گفتهء او نيست چه اگر چنين بودى ( 13 ) شما بياوردى و بگفتى مانند اين .
هامش
( 1 ) . آد ، كا ، گا كه .
( 2 ) . آج و ديگر نسخه بدلها : كنيد .
( 3 ) . آج و ديگر نسخه بدلها : مىاندازيد .
( 4 ) . آد ، كا ، گا : ببينم .
( 5 ) . آج : بيرون رفتگانند .
( 6 ) . آد ، گا : اين قرآن قول .
( 7 ) . آد ، گا : گو بيارند حديثى مثل اين .
( 8 ) . آج : مىگوييد آد ، گا : مىگويند .
( 9 ) . آد ، گا : كردند .
( 10 ) . آد ، گا شما .
( 11 ) . همهء نسخهها : يكىايد .
( 12 ) . آد كردن گا آوردن .
( 13 ) . آج : اگر گفتهء او بودى .