* ( أَمْ خُلِقُوا مِنْ غَيْرِ شَيْءٍ ) * يا ايشان را از هيچ چيز آفريدهاند .
عبد اللَّه عبّاس گفت : بى پدر ، و گفتند : بى پدر و مادر ، يا ايشان چون جماداند كه خداى را [ 61 - ر ] بر ايشان حجّتى نيست نه ايشان را از نطفه و علقه و مضغه آفريدهاند ؟ اين قول عطاست . ابن كيسان گفت : يعنى ايشان را ببازى آفريدهاند نه براى كارى . بر ايشان امر و نهى نيست و اين چنان باشد كه يكى از ما گويد : فعلت كذا و كذا من غير شىء . * ( أَمْ هُمُ الْخالِقُونَ ) * يا ايشان خود را آفريدهاند ، [ * ( أَمْ خَلَقُوا السَّماواتِ وَالأَرْضَ ) * يا ايشان آفريدهاند آسمانها و زمين را ] ( 1 ) آنگه گفت : بل لا يوقنون ايشان را هيچ علمى و يقينى نيست هم ( 2 ) شكّاك و متحيّراند .
* ( أَمْ عِنْدَهُمْ خَزائِنُ رَبِّكَ ) * يا خزينهاى ( 3 ) خداى بنزديك ايشان است . عبد اللَّه عبّاس گفت : يعنى باران و ارزاق خلقان . عكرمه گفت : يعنى پيغامبرى . و گفتند :
علم آنچه ( 4 ) خواهد بودن ، * ( أَمْ هُمُ الْمُصَيْطِرُونَ ) * يا ايشان سلطان و جبّاراناند ، اين قول بيشتر مفسّران است .
عطا گفت : « ارباب قاهرون » خداوندان قاهرند . ابو عبيده گفت : « مسيطر » ملزم باشد ، آن كه كسى چيزى را الزام كند ، يعنى الزام ايشان راست و برايشان الزام نيست و « مسيطر » رقيب باشد يعنى ايشان رقيباناند بر مردم و برايشان رقيب نيست . و عرب گويد : سيطرت علىّ ، اى اتّخذتني خولا مرا خادم گرفتهاى ( 5 ) و وزن او مفيعل باشد از اسم فاعل من سيطر ، نحو بيقر و بيطر . و اصل او از « سطر » است و « يا » زيادت براى مبالغه كرد ( 6 ) يعنى آنانى ( 7 ) كه چيزى بر مردمان نويسى ( 8 ) و
هامش
( 1 ) . اساس ، آج و كا : ندارد ، از آد افزوده شد .
( 2 ) . آد ، گا ، كا : همه .
( 3 ) . آج ، كا : خزانها / خزينها / خزينهها .
( 4 ) . آج : علم به آنچه .
( 5 ) . اساس : گرفته ، با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .
( 6 ) . كا : زيادت است براى مبالغت .
( 7 ) . آد ، آنانند كا : از آنانى .
( 8 ) . آج ، آد : س نويسند .