مرواريد [ نهانىاند ] ( 1 ) يعنى مصون ( 2 ) محروس كه پوشيده داشته باشند تا هوا و باد و آفتاب آن را بنگرداند و به استعمال متبدّل ( 3 ) نشود . سعيد جبير گفت : مرواريدى كه از صدف بيرون آرند در حال ، يعنى به صفا و لطافت و بياض ( 4 ) .
عايشه روايت كرد كه رسول - عليه السلام - گفت : كمتر كس ( 5 ) از اهل بهشت ( 6 ) خدمتكارى را آواز دهد ، هزار خدمتكار ( 7 ) جوابش [ 59 - پ ] دهند به لبيك - لبيك .
عبد اللَّه بن عمر ( 8 ) گفت : هيچ كس نباشد از اهل بهشت و الَّا ( 9 ) او را هزار غلام باشد [ بر هزار ] ( 10 ) كار كه هيچ يك عمل آن ديگر نكند .
حسن بصرى گفت : در اين آيت يك روز رسول - عليه السلام - را يكى پرسيد ، گفت ( 11 ) : يا رسول اللَّه ! خادم چون لؤلؤ مكنون چون ( 12 ) باشد ( 13 ) مخدوم گفت : چنان كه ماه شب چهارده ( 14 ) در جنب ستاره ( 15 ) .
* ( وَأَقْبَلَ بَعْضُهُمْ عَلى بَعْضٍ يَتَساءَلُونَ ) * ، گفت : بهرى روى در بهرى آرند و يكديگر را مىپرسند . عبد اللَّه عبّاس گفت : اين آن وقت باشد كه از گورها برخيزند ، و دگر مفسّران گفتند : در بهشت باشد ( 16 ) ، و اين بهتر است لقوله ( 17 ) :
هامش
( 1 ) . اساس : ندارد آد : پنهانىاند ، با توجّه به آج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .
( 2 ) . آد ، كا ، گا و .
( 3 ) . كا : متداول .
( 4 ) . آج ، آد ، گا : و بياض و لطافت .
( 5 ) . آد ، كا ، گا : كسى .
( 6 ) . آد ، گا چون .
( 7 ) . آج و ديگر نسخه بدلها : خادم .
( 8 ) . آج : عبد اللَّه عمر ، آد : عبد اللَّه عبّاس .
( 9 ) . آج ، كا كه .
( 10 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به آج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .
( 11 ) . آد ، كا ، گا : كه .
( 12 ) . آج ، كا : ندارد آد ، گا : چون خادم همچو لؤلؤ مكنون .
( 13 ) . آد و ديگر نسخه بدلها مخدوم چگونه باشد .
( 14 ) . آد ، كا ، گا : چهاردهم .
( 15 ) . آج : ستارهء .
( 16 ) . آج : باشند .
( 17 ) . كا ، گا قالوا .