فحش نباشد ، ابن زيد گفت : در او ( 1 ) دشنام نباشد . قتيبى گفت : در او ( 2 ) عقل نبرد تا به بى عقلى ( 3 ) لغو گويد ( 4 ) . ابن عطا گفت : چه لغو باشد در مجلسى كه مجلس بهشت عدن بود و ساقى فرشتگان ( 5 ) و شرب ( 6 ) ايشان بر ذكر خداى بود ، و ريحانشان تحيّة من عند اللَّه مباركة طيّبة باشد . و قوم مهمانان خداى باشند .
* ( وَلا تَأْثِيمٌ ) * ، يعنى در او فعلى نباشد كه ايشان را بزه ( 7 ) آرد ( 8 ) ، هو تفعيل من الإثم ، يعنى ايشان را در خوردن آن بزه نباشد . [ عبد اللَّه عبّاس گفت : و لا كذب ، هم عبد اللَّه عبّاس گفت ( 9 ) : در او تكذيب نباشد ] ( 10 ) كه بعضى بعضى را دروغ دارند . ابن كثير و ابو عمرو خواندند : لا لغو فيها و لا تأثيم ، به فتح هر دو كلمه ، باقى قرّاء به رفع ( 11 ) . زجّاج گفت آن كه به رفع خواند در او دو وجه باشد : يكى مبتدا و « فيها » خبر بود ، دگر « لا » به معنى « ليس » تامّه باشد به معنى ( 12 ) لم تقع و لا تقع ، چنان كه شاعر گفت :
من صدّ عن نيرانها
فأنا بن قيس لا براح
و آن كه به فتح خواند بنا كرد با « لا » ( 13 ) .
* ( وَيَطُوفُ عَلَيْهِمْ ) * مىگردند بر ايشان غلامانى به خدمت كه پندارى كه ( 14 )
هامش
( 1 ) . اساس : دو ، با توجّه به آج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .
( 2 ) . آج و ديگر نسخه بدلها : « در او » را ندارد .
( 3 ) . كا : بى عقل آد ، گا : ندارد .
( 4 ) . آد ، گا : بنبرد تا لغو گويند .
( 10 - 5 ) . آج و ديگر نسخه بدلها باشند .
( 6 ) . آج : تشرّب .
( 7 ) . آد : به بزه كا ، گا : به بزّه .
( 8 ) . آد ، كا ، گا و .
( 9 ) . آد ، گا : و لا كذب و هم او گفت .
( 11 ) . آد ، گا خواندند كا هر دو .
( 12 ) . آد ، كا ، گا : باشد يعنى .
( 13 ) . كا : بالا آد و ديگر نسخه بدلها بر فتح براى نفى جنس .
( 14 ) . آج ، آد ، گا : ندارد .