* ( اصْلَوْها ) * به اين ( 1 ) دوزخ ملازم شوى . يقال : صليت النّار و بالنّار به اين آتش باز تفسى ( 2 ) . و اصل كلمه از « لزوم » است . * ( فَاصْبِرُوا أَوْ لا تَصْبِرُوا ) * صبر كنى يا صبر مكنى ( 3 ) كه راست است ( 4 ) صبر كردن و ناكردن در معنى آن كه ( 5 ) غنا نخواهد كردن شما را از عذاب و سود نخواهد داشتن ، اگر صبر كنى و اگر جزع بر شما نخواهد بخشود ( 6 ) . * ( إِنَّما تُجْزَوْنَ ما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ ) * شما را پاداشت ( 7 ) آن مىدهند كه كردهايد بر شما ظلمى نمىكنند .
آنگه چون ذكر دوزخيان بكرد ذكر اهل بهشت كرد گفت : * ( إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِي جَنَّاتٍ وَنَعِيمٍ ) * متّقيان و پرهيزكاران در بهشتهاى نعمت ( 8 ) باشند . فاكهين ، ناعم و متنّعم و خوشدل به آنچه خدا داده باشد ايشان را ، يقال : رجل فاكه و فكه ، اذا كان طيّب القلب ( 9 ) خوشدل باشد و آنچه مردم به آن تعلَّل كند ( 10 ) آن را فكاهت ( 11 ) گويند ( 12 ) ، و ميوه را از آن جا فاكهه ( 13 ) گويند ، و يقال : * ( فاكِهِينَ ) * ( 14 ) ، أى اولوا فواكه كثيرة خداوندان ميوهء بسيار باشند من باب تامر و لابن ، و قول اوّل بهتر است براى باقى ( 15 ) . قوله : * ( بِما آتاهُمْ رَبُّهُمْ وَوَقاهُمْ رَبُّهُمْ عَذابَ الْجَحِيمِ ) * و خداى نگاه دارد ايشان را از عذاب دوزخ .
* ( كُلُوا وَاشْرَبُوا ) * ، أى يقال لهم گويند ايشان را - قول مضمر است چنان كه
هامش
( 1 ) . آج ، آد ، گا : با اين .
( 2 ) . آد ، گا : با اين دوزخ و اتفسيد .
( 3 ) . آد ، گا : نكنيد .
( 4 ) . آد ، گا : يكسان است .
( 5 ) . آد ، گا بر شما يعنى .
( 6 ) . آد ، گا : نخواهند بخشودن . كا و شما را از دوزخ خلاص نخواهد بود .
( 7 ) . آج ، كا : پاداش .
( 8 ) . آج ، آد ، گا : در بهشتها و نعمتها .
( 9 ) . آد ، گا چون .
( 10 ) . همهء نسخهها : كنند .
( 11 ) . اساس : فكاهه ، با توجّه به آج تصحيح شد .
( 12 ) . آج : خوانند .
( 13 ) . اساس : فكاهه با توجّه به آد تصحيح شد .
( 14 ) . آد اذا كانوا .
( 15 ) . آج و ديگر نسخه بدلها آيت .