« رميم » آن باشد كه چهار پاى از گياه تر يا خشك به دهن خرد كند ( 1 ) و بيندازد و از آن جالب چهار پاى را مرمّه گويند و مقمّه ، و اصل او در استخوان پوسيده من قوله تعالى : مَنْ يُحْيِ الْعِظامَ وَهِيَ رَمِيمٌ ( 2 ) .
* ( وَفِي ثَمُودَ ) * ( 3 ) ايضا آيات و در ثمود - كه قوم صالح بودند - آيات و عبرتهايى هست ، * ( إِذْ قِيلَ لَهُمْ تَمَتَّعُوا حَتَّى حِينٍ ) * [ چون گفتند ايشان را ] ( 4 ) متمتّع ( 5 ) باشى ( 6 ) تا به روزگارى ، يعنى آجال ايشان و وقت مرگشان ، يعنى ( 7 ) اگر كفر نياوردندى [ 50 - ر ] ايشان را عذاب و صاعقه نيامدى بماندندى تا به اجلى كه خداى تعالى صلاح ( 8 ) دانستى در آن .
* ( فَعَتَوْا عَنْ أَمْرِ رَبِّهِمْ ) * ايشان عتوّ و طغيان و بى فرمانى كردند از فرمان خداى . ( 9 ) * ( فَأَخَذَتْهُمُ الصَّاعِقَةُ ) * صاعقه ايشان را بگرفت - و آن آتشى بود كه از آسمان بيامد و ايشان را بسوخت ( 10 ) - و گفتند : هر عذابى را كه از آسمان آيد آن را صاعقه گويند ( 11 ) و ايشان به صحيحه و بانگ جبريل هلاك شدند .
* ( فَمَا اسْتَطاعُوا مِنْ قِيامٍ ) * ، « من » زيادت است تأكيد نفى را ، گفت : نتوانستند به هيچ وجه برخواستن ( 12 ) ، يعنى از جاى نتوانستند ( 13 ) جنبيدن ( 14 ) و از عذاب بگريختن . * ( وَما كانُوا مُنْتَصِرِينَ ) * و نيز قوّت انتقام نداشتند تا از ما انتقام كشيدندى .
هامش
( 1 ) . كا : خورد كند .
( 2 ) . سورهء يس ( 36 ) آيهء 78 .
( 3 ) . كا أى و في .
( 4 ) . اساس ، آج : ندارد ، با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .
( 5 ) . آج ، آد ، گا : ممتّع .
( 6 ) . آد ، گا : باشيد .
( 7 ) . آد ، گا : كه .
( 8 ) . آج و ديگر نسخه بدلها ايشان .
( 9 ) . آد ، گا تعالى .
( 10 ) . آد ، گا و ايشان مىنگريدند .
( 11 ) . آج و ديگر نسخه بدلها : خوانند .
( 12 ) . كذا در اساس ، آج ، كا ، گا آج : برخاستن .
( 13 ) . اساس : نتوانستن ، با توجّه به آج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .
( 14 ) . كا : جنبيد .