هيچ پيغامبر از جملهء آنان كه پيش ( 1 ) تو بودند به قوم خود نيامدند الَّا و گفتند كه :
اين جادوست يا ديوانه . اين براى تسلَّى رسول گفت ، يعنى اوّل كس نه تويى كه اين قوم او را [ 51 - ر ] تكذيب كردند .
آنگه بر سبيل تعجّب فرمود كه ( 2 ) : * ( أَ تَواصَوْا بِه ) * وصيّت كردهاند يكديگر را به اين ، چنان كه ما گوييم : زبان در دهن ( 3 ) يكديگر كردهاند ( 4 ) ؟ بل خود اينان ، و ايشان گروهىاند طاغى و متجاوز از حدّ .
آنگه گفت : * ( فَتَوَلَّ عَنْهُمْ ) * از اينان برگرد . * ( فَما أَنْتَ بِمَلُومٍ ) * كه تو مستحق ملامت نهاى ( 5 ) و كس تو را بدين ملامت نكند . و در اخبار هست كه : چون اين آيت آمد ، رسول - عليه السلام - دل تنگ شد و صحابه همچنين ، گمان بردند كه وحى منقطع شد و عذاب فرود آمد . حق تعالى براى تسلَّى رسول - عليه السلام - ( 6 ) آيت فرستاد : * ( وَذَكِّرْ ) * ياد ده اى محمّد كه ياد دادن مؤمنان ( 7 ) سود دارد .
* ( وَما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ ) * ( 8 ) ، گفت : من نيافريدم جنّيان و انسيان را الَّا براى آن تا ( 9 ) مرا پرستند يعنى غرض من در آفريدن خلقان عبادت است . از امير المؤمنين على - عليه السلام - روايت كردند كه گفت معنى آن است كه :
الَّا لامرهم ( 10 ) يعبدون
الَّا كه ( 11 ) فرمايم ايشان را كه مرا عبادت كنند ، و اين اختيار زجّاج است . بيانه قوله : وَما أُمِرُوا إِلَّا لِيَعْبُدُوا اللَّه ( 12 ) ، الاية . مجاهد گفت : الَّا ليعرفون ، عبد اللَّه عبّاس گفت : الَّا ليقرّوا لي بالعبوديّة ( 13 ) ، كلبى گفت : الَّا
هامش
( 1 ) . كا از .
( 2 ) . آد : تعجّب گفت .
( 3 ) . آد ، كا ، گا : دهان .
( 4 ) . آج بل هم ، آد ، كا ، گا بل هم قوم طاغون .
( 5 ) . آد ، كا : نيستى .
( 6 ) . آج ، آد ، گا اين .
( 7 ) . آج و ديگر نسخه بدلها را .
( 8 ) . همهء نسخه بدلها آنگه براى ابلاغ حجّت .
( 9 ) . آد ، گا : براى آن كه .
( 10 ) . آد ، كا ، گا آن .
( 11 ) . آد ، كا ، گا : تا .
( 12 ) . سورهء بيّنه ( 98 ) آيهء 5 .
( 13 ) . كا : بالعبادة و العبوديه .