روى زد ( 1 ) ، گفت : عجوز عقيم ، و التّقدير : أنا عجوز عقيم ، و قيل ( 2 ) : أ تلد عجوز عقيم ، گفت : من پير شدم و در اصل خود نازاينده بودم ، يا گفت : چگونه ممكن باشد كه پير زنى عقيم بزايد ! در اخبار هست كه ساره ( 3 ) در وقت بشارت نود و نه ساله بود و ابراهيم صد ساله بود و ساره هرگز نزاده ( 4 ) بود .
قالوا كذلك ، فرشتگان گفتند : همچنين ( 5 ) گفت ما را خداى تو ( 6 ) و ما اين بشارت نه از خود مىگوييم . سؤال كردند كه ابراهيم و ساره صدق قول ( 7 ) و بشارت ( 8 ) از كجا دانستند ؟ و ايشان به صورت آدميان بودند نه به صورت فرشتگان ؟
گوييم : لا بدّ است از آن كه علمى معجز مقرون باشد به گفتار و بشارت ايشان كه ابراهيم و ساره را علمى ( 9 ) حاصل شود به قول ايشان . و در خبر آمد كه دعا كردند ( 10 ) تا خداى تعالى آن عجل را زنده كرد تا ( 11 ) برخاست و بنزديك مادر رفت [ 49 - ر ] ( 12 ) .
* ( قالَ فَما خَطْبُكُمْ ) * ، ابراهيم - عليه السلام - چون بدانست كه ايشان فرشتگانند و از نزديك خداى مىآيند ، خواست تا بداند كه به او آمدهاند يا به كارى ديگر ، گفت ( 13 ) : * ( فَما خَطْبُكُمْ أَيُّهَا الْمُرْسَلُونَ ) * چه كار است شما را ( 14 ) اى فرستادگان ( 15 ) خداى .
هامش
( 1 ) . آد ، گا : مىزد .
( 2 ) . كا قالت .
( 3 ) . آج ، آد ، گا را .
( 4 ) . كا : نزاييده .
( 5 ) . آد ، كا ، گا : چنين .
( 6 ) . آد ، گا كه او محكم كار و داناست .
( 7 ) . اساس : صديق القول ، با توجّه به آج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .
( 8 ) . آج ، آد ، گا ايشان .
( 9 ) . كا آن فرشتگان .
( 10 ) . آج و ديگر نسخه بدلها : علم .
( 11 ) . آد ، گا : و .
( 12 ) . كا إنّه هو الحكيم العليم ، يعنى خداى تعالى حكيم است و محكم كار و داناست .
( 13 ) . آج ، كا قال .
( 14 ) . كا بر من ، آد ، گا در زمين .
( 15 ) . گا : اى فرشتگان .