اذا انا لم اقنع فما انا صانع
و ما لامرء عمّا قضى اللَّه مذهب
بر تو قناعت است و تسليم ، چه به سعى تو زيادت نشود آنچه تو را نهادهاند ، چنان كه گفت :
و ليس رزق الفتى من حسن حيلته
بل من جدود و ارزاق و اقسام
كالصيد يحرمه الرّامى المجيد و قد ( 1 )
يرمي و يرزقه من ليس بالرّامي
و قال اخر :
اذا ما راى الناس الغنىّ جاره
فقير يقولوا عاجز و جليد
و ليس الغنى و الفقر من حيلة الفتى
و لكن أحاظ ( 2 ) قسّمت و جدود
و قوله : هل اتيك حديث [ 47 - پ ] * ( ضَيْفِ إِبْراهِيمَ الْمُكْرَمِينَ ) * ، آنگه گفت :
يا محمّد به تو آمد حديث مهمانان ابراهيم آن مهمانان گرامى ؟ در عدد مهمانان ابراهيم خلاف كردند . عبد اللَّه عبّاس گفت و مقاتل : دوازده كس ( 3 ) بودند . محمّد بن كعب گفت : جبريل [ بود ] ( 4 ) با هفت فريشته ، عطا گفت : جبريل بود و ميكايل و فريشتهاى ديگر با ايشان بود . عبد اللَّه بن عبّاس گفت : براى آن « مكرم » خواند ايشان را كه ناخوانده بودند . مجاهد گفت : براى آن « مكرم » خواند ايشان را كه ابراهيم به نفس خود خدمت كرد ايشان را ، و قال الشّاعر :
و انّى لعبد الضّيف ما دام نازلا
و مالي سواها شيمة تشبه العبدا
گفتند : براى آن « مكرم » خواند ايشان را كه بنزديك خداى گرامى بودند ، نظيره قوله : بَلْ عِبادٌ مُكْرَمُونَ ( 5 ) ، ابو بكر ورّاق گفت : براى آن كه مهمانان مرد كريم بودند و او مكرم بودى مهمانان را ، پس مهمان او مكرم ( 6 ) باشند .
هامش
( 1 ) . آد : المجدّ و قد گا : المجدّ له .
( 2 ) . كذا : در اساس و همهء نسخه بدلها چاپ شعرانى ( 10 / 302 ) : حظوظ .
( 3 ) . آد ، كا ، گا : فرشته .
( 4 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به آج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .
( 5 ) . سورهء انبياء ( 21 ) آيهء 26 .
( 6 ) . اساس : مكرّم با تشديد ، كه صحيح نمىنمايد .