تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 97

مساهمون:

ص٩٧
مطرّف گفت : اندك شب بر ايشان گزرد ( 1 ) كه ايشان نماز شب نكنند . حسن گفت : آنان باشند كه بيشتر شب نماز كنند و باشد كه به وقت سحر رسانند . * ( وَبِالأَسْحارِ هُمْ يَسْتَغْفِرُونَ ) * و در اوقات سحر استغفار كنند ، و آمرزش خواهند از خداى تعالى . * ( وَفِي أَمْوالِهِمْ حَقٌّ لِلسَّائِلِ وَالْمَحْرُومِ ) * و در مالهاى ايشان حقّى باشد سايل و خواهنده را و محروم را كه تنگ روزى ( 2 ) باشد . اين قول عبد اللَّه عبّاس و سعيد مسيّب است . بعضى گفتند : محروم آن باشد كه در زكات نصيب نباشد [ او را ] ( 3 ) و از آن هشت صنف نباشد في قوله : إِنَّمَا الصَّدَقاتُ لِلْفُقَراءِ ( 4 ) - الاية . قتاده و زهرىّ گفتند : « سايل » آن باشد كه بخواهد ، و « محروم » آن كه نخواهد . ابراهيم گفت : « محروم » آن باشد كه او را از غنيمت سهمى و نصيبى نرسيده باشد ، و بيان اين آن باشد ( 5 ) كه : روايت كردند از حسن محمّد ( 6 ) كه رسول ( 7 ) سريّتى ( 8 ) بفرستاد ، برفتند و غنيمت آوردند . رسول ميان ايشان قسمت كرد . پس از آن قومى ديگر آمدند كه ايشان را نصيب نبود در آن ، [ اين ] ( 9 ) ايت فرود آمد . عكرمه گفت : « محروم » آن باشد كه مالى فزاينده ندارد چون گاو و گوسپند و شتر . زيد أسلم گفت : آن باشد [ 44 - ر ] كه زرعش ( 10 ) يا ميوه‌اش را يا چهار پايش را آفت رسيده بود . محمّد بن كعب گفت : « محروم » آن باشد كه او را احتياج رسيده باشد ، آنگه بخواند : إِنَّا لَمُغْرَمُونَ ، بَلْ نَحْنُ مَحْرُومُونَ ( 11 ) . عبد اللَّه بن ابي قلابه گفت : مردى بود از اهل يمامه ( 12 ) ، سيلى بيامد و مالى
هامش
( 1 ) . كذا : در اساس ديگر نسخه بدلها : گذرد . ( 2 ) . آد ، گا : خواهنده را و آن كه محروم روزى . ( 3 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به آج افزوده شد . ( 4 ) . سورهء توبه ( 9 ) آيهء 60 . ( 5 ) . آج ، آد ، كا : اين آن است . ( 6 ) . آد ، گا : حسن بن محمّد . ( 7 ) . آج عليه السلام آد ، كا ، گا صلى اللَّه عليه و آله . ( 8 ) . آج و ديگر نسخه بدلها را . ( 9 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به آج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد . ( 10 ) . آد ، گا : زرع . ( 11 ) . سورهء واقعه ( 56 ) آيهء 66 و 67 . ( 12 ) . اساس ، آج : يمام با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 97 | دكتر محمد جعفر ياحقّى - دكتر محمد مهدى ناصح / الشيخ أبو الفتوح الرازي