اين قرآن ] ( 1 ) و يا از محمّد آن را كه مىتوانند كه برگردانند به دعوت و اغراء و اغواء .
قول دگر آن كه : * ( يُؤْفَكُ عَنْه مَنْ أُفِكَ ) * ، بر مىگردانند از اين قرآن آنان را كه شيطان ايشان را به وسواس برگردانيده باشند ( 2 ) ، و گفتند : بر مىگردانند آن ( 3 ) را كه او را خذلان دريافته باشد ، يعنى افك و صرف ايشان كار نمىكنند الا در مخذولى متروكى از توفيق [ بازماندهاى ] ( 4 ) ، و الافك الصرف ، قال اللَّه تعالى : أَ جِئْتَنا لِتَأْفِكَنا ( 5 ) ، أى لتصرفنا ، و « الإفك » فعل منه [ 42 - پ ] بمعنى مفعول ، أى كلام مصروف عن وجهه و هو الكذب ، من باب نقض و نقض و نفض و نفض و نكث و نكث .
* ( قُتِلَ الْخَرَّاصُونَ ) * ، لفظ خبر است و معنى دعا چنان كه گفت : قُتِلَ الإِنْسانُ ما أَكْفَرَه ( 6 ) ، و الخرّاس الكذّاب و هو الحزّار ( 7 ) أيضا ، خرص هم حزر كردن ( 8 ) باشد ( 9 ) هم دروغ گفتن ، و اصل هر دو يكى است براى آن كه حزر ( 10 ) كننده متيقّن نباشد بر آنچه گويد و آن حزر ( 11 ) كه كند راست نيايد هم دروغ بود ، و دروغزن ( 12 ) آنچه گويد بتخمين گويد بيشتر و قيل : قتل معناه لعن لعنت باد بر ايشان . و گفتند :
خرّاصان ( 13 ) شكّاكان را خواست . عبد اللَّه عبّاس گفت : مقتسمان ( 14 ) اند كه عقبهاى مكّه ببخشيدند ( 15 ) و مردم را منع كردند از الحاق ( 16 ) بر ( 17 ) رسول - عليه السلام - و
هامش
( 1 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به آج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .
( 2 ) . آج ، گا : باشد آد : برگردانيدهاند .
( 3 ) . اساس : آنان با توجّه به آج تصحيح شد .
( 4 ) . اساس ، آج : ندارد ، با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .
( 5 ) . سورهء احقاف ( 46 ) آيهء 22 .
( 6 ) . سورهء عبس ( 80 ) آيهء 20 .
( 7 ) . آد ، كا ، گا : الحّراز .
( 8 ) . آد ، كا ، گا : حرز كردن .
( 9 ) . آد ، كا ، گا و .
( 11 - 10 ) . اساس و همهء نسخه بدلها : حرز ، با توجّه به معنى كلمه و عبارات پيشين تصحيح شد .
( 12 ) . آج نيز .
( 13 ) . آد : خرّاصون .
( 14 ) . اساس ، آج : متقسمان ، با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .
( 15 ) . اساس : ببخشيد آج : ببخشند ، با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .
( 16 ) . آد ، كا ، گا : از الحاق .
( 17 ) . آج و ديگر نسخه بدلها : به .