قصّهء آن برفت . مجاهد گفت : كاهناناند .
* ( الَّذِينَ هُمْ فِي غَمْرَةٍ ساهُونَ ) * آنان كه ايشان در غفلت ساهىاند ، يعنى در سهوند و سهو غفلت باشد .
* ( يَسْئَلُونَ أَيَّانَ يَوْمُ الدِّينِ ) * مىپرسند كه : كى خواهد بود ( 1 ) روز جزا ؟ تو جواب ده كه ( 2 ) : * ( يَوْمَ هُمْ عَلَى النَّارِ يُفْتَنُونَ ) * آن روز خواهد بود ( 3 ) كه ايشان را به آتش امتحان كنند و بر آتش نهند چنان كه زر بر آتش نهند تا عيارش بدانند . و « على » براى آن گفت كه : آتش زير پايشان باشد و ايشان را در آتش اندازند . و كوفيان گفتند :
« على » به معنى « باء » است .
* ( ذُوقُوا فِتْنَتَكُمْ ) * ( 4 ) بچشى ( 5 ) عذابتان . * ( هذَا الَّذِي كُنْتُمْ بِه تَسْتَعْجِلُونَ ) * اين آن است كه شما به او استعجال و شتابزدگى مىكردى ( 6 ) ، و براى آن ( 7 ) « هذا » گفت ( 8 ) ، « هذه » نگفت با آن كه فتنه از پيش [ 43 - ر ] رفته است كه ردّ با معنى كرد ( 9 ) و آن عذاب است .
آنگه در برابر آن ذكر پرهيزگاران كرد و جزا و ثواب ايشان ، گفت : انّ * ( الْمُتَّقِينَ فِي جَنَّاتٍ وَعُيُونٍ ) * پرهيزگاران در بهشتها باشند و چشمههاى ( 10 ) آب ، * ( آخِذِينَ ) * ، نصب ( 11 ) بر حال است من قوله : * ( فِي جَنَّاتٍ ) * أى يحصلون ( 12 ) فى جنّات ، گفت : مىگيرند آنچه خداى با ايشان مىدهد از ثواب و انواع كرامات . سعيد جبير گفت : عاملين ( 13 ) بما امرهم ربّهم ، معنى آن است كه : متّقيان آن كنند كه
هامش
( 3 - 1 ) . آد : بودن .
( 2 ) . كا و بگو .
( 4 ) . آد ، كا ، گا أى يقال لهم ذوقوا .
( 5 ) . آج و ديگر نسخه بدلها : بچشيد .
( 6 ) . آج و ديگر نسخه بدلها : مىكرديد .
( 7 ) . آج : اين .
( 8 ) . آج ، آد و .
( 9 ) . آج : به معنى است .
( 10 ) . اساس و همهء نسخه بدلها : چشمهاى / چشمههاى .
( 11 ) . آج او .
( 12 ) . اساس : يخلصون ، با توجّه به آج ، آد تصحيح شد .
( 13 ) . آج ، گا : عالمين .