حساب و كتاب و جز آن از احوال و اهوال قيامت ، لصادق همه راست است .
* ( وَإِنَّ الدِّينَ لَواقِعٌ ) * ، و جزا [ 41 - پ ] و حساب خواهد بودن ، و دين هر دو را محتمل است ، بگفت : هم حساب حقّ است هم جزا ، اوّل حساب باشد تا بدانى كه كار تو بگزاف نيست و با تو گزافكارى نخواهند كردن ، آنگه بر وفق آن كه حسابت ( 1 ) بر آمده باشد به حساب استحقاق تو از ثواب و عقاب ، تو را جزا دهند ( 2 ) ، لا محال ( 3 ) كه اين واقع خواهد بودن و بودنى است ، و آن را خلفى نيست .
آنگه قسمى ديگر از سر گرفت و گفت : * ( وَالسَّماءِ ذاتِ الْحُبُكِ ) * ، بحقّ آسمان خداوند راهها ، عبد اللَّه عبّاس و قتاده و ربيع گفتند : ذات الخلق الحسن خداوند خلق نيكو . عكرمه گفت : راست و هموار نبينى كه مرد بافنده ( 4 ) را كه جامهء نيكو بافد ، گويند : ما احسن حبكه أى نسجه المستوى . سعيد جبير گفت : ذات الزّينة خداوند زينت ، يعنى آراسته به ستارگان . حسن گفت : أى حبكت بالنجوم به ستاره درهم آورد ( 5 ) . مجاهد گفت : المتقن بالبنيان قوى بناست و محكم . ضحّاك گفت : ذات الطرائق خداوند راههاست و لكن براى آن كه دور است از ما ، ما نمىبينيم . و منه حبك الماء و حبك الرمل ، طرايق آب و ريگ باشد ، و كذلك حبك الدّرع و حبك الشعر الجعد شكنج آب و جوشن و موى جعد ، و احدها حباك ككتاب و كتب ، و حمار و حمر ، قال الرّاجز :
كأنّما ( 6 ) جلَّها الحوّاك
طنفسة في وشيها حباك
أى طريقة ، و منه الحديث في صفة الدّجّال : رأسه حبك ( 7 ) يعنى الجعودة [ 42 - ر ] . ابن زيد گفت : ذات الشّدّة و قرأ قول ( 8 ) اللَّه تعالى :
هامش
( 1 ) . آد ، كا ، گا : شمارت .
( 2 ) . آد ، كا ، گا : دهد .
( 3 ) . آج ، كا : لا محاله .
( 4 ) . آد ، كا ، گا : بافنده .
( 5 ) . آج ، گا : آورده كا : آوردهاند .
( 6 ) . اساس : كأنها ، با توجه به كا تصحيح شد .
( 7 ) . اساس حبك ، با توجه به آد و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .
( 8 ) . آد ، كا : قوله .