رسانى چنان كه تو دانى .
قوله : * ( وَالذَّارِياتِ ) * ، امير المؤمنين ( 1 ) - عليه السلام ( 2 ) - بر منبر كوفه خطبه مىكرد و مىگفت :
سلوني قبل ان تفقدوني فانّ العلم يفيض [ 41 - ر ] بين جنبي فيضا لو اجد مستفاضا ،
پسر كوّا برخاست و گفت : ما ادّعى مثله نبىّ او وصيّ و انّى سألتك عن اشياء ، گفت : چنين دعوى هيچ پيغامبر و امام نكرد ( 3 ) ، من از تو چند مسأله بخواهم پرسيد ( 4 ) ، گفت : بيار . گفت : اخبرني عن الذّاريات ذروا ؟ گفت : تلك الرّياح . گفت : مرا خبر ده از « ذاريات . » گفت : بادهاست ، قال : * ( فَالْحامِلاتِ وِقْراً ) * ، چيست ؟ گفت : آن بارهاى گران برگرفته ، گفت : تلك السحاب ابر است [ كه ] ( 5 ) از باران بار گران دارد . قال ( 6 ) : * ( فَالْجارِياتِ يُسْراً ) * ، چيست ؟ آنان كه به آسانى مىروند .
گفت : كشتىهاست ، گفت : * ( فَالْمُقَسِّماتِ أَمْراً ) * ، كيستند آنان كه قسمت كارها مىكنند ؟ گفت : آن فرشتگانند في حديث طويل .
نصب « ذروا » بر مصدر است ، و نصب « وقرا » بر مفعول به است .
* ( فَالْجارِياتِ يُسْراً ) * ، نصب او بر حال است على لفظ المصدر چنان كه مثالهاى او رفته است بسيارى ( 7 ) * ( فَالْمُقَسِّماتِ أَمْراً ) * ، نصب او بر مفعول به است و جواب قسم « انّ » است . إِنَّ ما تُوعَدُونَ ، « ما » موصوله است ، گفت : بحقّ آن بادها كه مىجهد جستنى و بحقّ اين ابرهاى گرانبار به بارانهاى ( 8 ) بسيار و بحقّ اين كشتيهاى در آب روان آسان آسان ( 9 ) ، و بحقّ اين فرشتگان كه قسمت اين كارها به دست ايشان دادهاند كه آنچه شما را وعده دادهاند از بهشت و دوزخ و ثواب و عقاب و حشر و نشر و
هامش
( 1 ) . آد ، كا ، گا على .
( 2 ) . آج گفتند .
( 3 ) . آج : هيج وحى و پيغمبر نكرد .
( 4 ) . آد ، گا : خواهم پرسيدن .
( 5 ) . اساس ، آج : ندارد ، با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .
( 6 ) . آد ، كا ، گا : گفت .
( 7 ) . كا : بسيار جاى .
( 8 ) . آج ، آد : به باران .
( 9 ) . آد ، گا : روا به آسانى .