گويد بخلاف آن است . قوله : * ( وَالذَّارِياتِ ) * جمع ذاريه باشد يقال : ذرت الرّيح التراب على وجه الارض تذروه ذروا و اذرت تذرى اذراء بمعناه . قال اللَّه تعالى :
تَذْرُوه الرِّياحُ ( 1 ) حق تعالى قسم كرد ( 2 ) به بادهاى جهنده كه بر آنچه آيد آن را در هوا ( 3 ) برد . عثمان الاعرج گفت : ما را چنين روايت كردند كه مسكن باد در زير بال كروبيان است كه حاملان كرسىاند از آن جا بيايد بر گردون ( 4 ) آفتاب آيد ، از آن جا بيايد بر سر كوهها از سر كوهها به بيابانها درآيد . امّا شمال را گزر ( 5 ) به بهشت عدن باشد ( 6 ) از هواى ( 7 ) بهشت نصيبى گيرد و از ارواح صدّيقان ، پس در حدّ خود جستن گيرد . و حدّ مهبّ او از كرسى بنات النعش تا به مغرب آفتاب و حدّ مهبّ دبور از مغرب آفتاب باشد تا به مطلع سهيل ، و حدّ مهبّ جنوب از مطلع سهيل باشد تا به مطلع آفتاب و حدّ مهبّ صبا از مطلع آفتاب است تا به كرسى بنات النّعش ، اين در حدّ آن نشود و آن در حدّ اين ، چنان كه حق تعالى تقرير كرده است .
در خبر است كه يك روز موسى - عليه السلام - گفت در مناجات با خداى تعالى : الهي ارني سرا من سرائر حكمتك بار خدايا سرّى از اسرار حكمت تو با من نماى ( 8 ) [ 40 - پ ] ، گفت : از آن جا برو ( 9 ) بر گذر ( 10 ) تو ديهى است ، در آن ده ( 11 ) رو ، به ميان آن ده ( 12 ) چهار سراى بينى ، در آن سرايها بزن و بگو كه شما چه مردمانى ( 13 ) و كار و پيشهء شما چيست ، و از خداى چه مىخواهى ( 14 ) ؟
هامش
( 1 ) . سورهء كهف ( 18 ) آيهء 45 .
( 2 ) . كا : قسم ياد كرد .
( 3 ) . آج : به هوا .
( 4 ) . آد ، گا : از آن جا بر گردون .
( 5 ) . آد ، كا ، گا : گذر .
( 6 ) . آد ، گا : بر در بهشت گذر باشد .
( 7 ) . آد ، كا ، گا : بوى .
( 8 ) . آد ، گا خداى تعالى .
( 9 ) . كا : به روى .
( 10 ) . كا : گذرگاه .
( 11 ) . آد ، كا ، گا : ديه .
( 12 ) . آد ، كا : ديه .
( 13 ) . آج ، آد ، كا ، گا : مردمانيد .
( 14 ) . آج و ديگر نسخه بدلها : مىخواهيد .