موسى آن جا آمد به در سراى ( 1 ) اوّل و در بزد ، گفت : شما چه مردمانيد ؟ گفتند ( 2 ) : ما مردمانيم دهقان ، كار و پيشهء ما كشت برز ( 3 ) است ، گفت : از خداى چه مىخواهى ( 4 ) ؟ گفتند : باران . اگر امسال باران بسيار بارد همه توانگر ( 5 ) شويم .
از آن جا بيامد به در سراى ديگر ( 6 ) ، گفت : شما چه مردمانيد ؟ گفتند : كار ما فخّار گرى است ( 7 ) ، ما كوزه گرانيم و كوزه بسيار كرديم از آن و نهاده ، اگر امسال آفتاب بسيار باشد و باران نبارد ( 8 ) ما توانگر ( 9 ) گرديم ( 10 ) . از آن جا بيامد به در سراى ديگر رفت ( 11 ) ، گفت : شما چه مردمانيد ؟ گفتند : ما مردمانيم ( 12 ) كه [ ما را غلَّه بسيار بر خرمن است ، اگر بادهاى پياپى بيايد ( 13 ) ، ما آن غلَّهها خورد كنيم و به باد پاك كنيم و كار ما برآيد . به در سراى ديگر آمد ( 14 ) گفت : شما چه مردمانيد ؟ گفتند : ما مردمانيم ( 15 ) ] ( 16 ) كه خداوند ( 17 ) درختان ميوهايم و امسال درختان ما بار بسيار دارد ، اگر هوا ساكن باشد و باد نجهد كه ميوهها ( 18 ) نا رسيده از درخت بريزد ، ما توانگر ( 19 ) شويم . موسى برگشت و مىگفت : اى خدايى كه روزى خلقان به امر تو است ، يكى را باران مىبايد و يكى را آفتاب ، و يكى را باد مىبايد و يكى را هواى ساكن آرميده ، و تو خداوند همه را مراد بدهى و به حسب مصلحت روزى به هر يك
هامش
( 1 ) . آد ، كا آمد .
( 2 ) . اساس : گفت ، با توجّه به آج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .
( 3 ) . آج : و بخور آد ، گا : و برزى گرى است .
( 4 ) . آج و ديگر نسخه بدلها : مىخواهيد .
( 19 - 9 - 5 ) . آج و ديگر نسخه بدلها : توانگر .
( 6 ) . آد ، گا : دوم .
( 7 ) . آج : فخّارى است .
( 8 ) . آج : نباشد آد ، كا ، گا : نيايد .
( 10 ) . آج و ديگر نسخه بدلها : شويم .
( 11 ) . آد ، گا و احوال پرسيد .
( 15 - 12 ) . اساس : مردمانى با توجّه به آج ، كا تصحيح شد .
( 13 ) . آد ، كا ، گا : باشد .
( 14 ) . كا و .
( 16 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به آج ، كا افزوده شد .
( 17 ) . آد ، كا ، گا : خداوندان .
( 18 ) . آج ، كا : ميوهء ما .