بعضى گفتند : معنى آن است كه تو را چيزى نفرمودند از قبل خداى - جل جلاله - جز دعوت با اسلام و بيان شرع ، چنان كه ديگر پيغامبران را فرمودند . بعضى ديگر گفتند : آنچه او را گفتند و ديگر پيغامبران را از پيش او ، آن است كه در آيت ذكر كرد ، من قوله تعالى : * ( إِنَّ رَبَّكَ لَذُو مَغْفِرَةٍ وَذُو عِقابٍ أَلِيمٍ ) * ، يعنى تو را هم اين وعده [ و ] ( 1 ) وعيد فرمودند كه با خلقان بگوى كه ديگران را گفتند .
قتاده و سدى گفتند : آيت وارد است مورد تسليت و تعزيه ( 2 ) رسول - عليه السلام - ، يعنى تو را همان مىگويند اين كافران كه [ 166 - پ ] ديگر پيغامبران را گفتند از تكذيب و جفا و ( 3 ) به انكار نبوت و جحد آيات و بينات ، آنگه بر سبيل ترغيب و ترهيب گفت : خداى تو اى محمد خداوند مغفرت و آمرزش است و خداوند عقابى ( 4 ) سخت مولم ، تا هر كسى را به حق خود برساند .
آنگه گفت : * ( وَلَوْ جَعَلْناه قُرْآناً أَعْجَمِيًّا ) * ، گفت : اگر ما اين قرآن را اعجمى كردمانى ( 5 ) به زبان عجم ، يقال رجل اعجم و اعجمى اذا لم يكن فصيحا و ان كان من العرب . و رجل عجمى منسوب الى العجم و ان كان فصيح اللسان عالما بلغة العرب ، و كذلك اعرابى و عربى . * ( لَقالُوا ) * ، گفتندى اين كافران : * ( لَوْ لا فُصِّلَتْ آياتُه ) * ، چرا آيات ( 6 ) كتاب مفصل و مبين نيست ؟ * ( ءَ أَعْجَمِيٌّ وَعَرَبِيٌّ ) * ، ( 7 ) حفص خواند و حلوانى عن هشام و ابن مجاهد عن قنبل ، به يك همزه ، على الخبر ، و ( 8 ) باقى قرا به دو همزه ، على الاستفهام ، الا آن است كه كوفيان هر دو همزه محقق ( 9 ) خواندند مگر حفص و روح ، و باقى قرا به تحقيق ( 10 ) اول و تليين دوم . و اهل مدينه ، ميان هر دو همزه وصل ( 11 ) كردند به الفى و مدى ، الا ورش و ابو عمرو . و آن كه به لفظ استفهام خواند ، گفت :
چون مراد انكار است ، « الف » استفهام در « الف » اعجمى برد و آن الف قطع است ، يكى را تليين كرد براى تخفيف و آن الف اعجمى باشد . و اما آن كه هر دو محقق ( 12 )
هامش
( 1 ) . اساس : ندارد ، از آج ، افزوده شد .
( 2 ) . اساس : تعديه ، با توجه به نسخهء ما تصحيح شد .
( 3 ) . ما : ندارد ، گا ، لا ، آد : و انكار .
( 4 ) . گا ، افزوده : هست .
( 5 ) . گا ، آد : مىكرديم .
( 6 ) . آج ، ما ، گا ، لا ، آد ، افزوده : اين .
( 7 ) . گا ، آد ، افزوده : قرا در اين خلاف كردند .
( 8 ) . ما : اما .
( 9 ) . آج ، ما ، گا : مخفف ، در اساس نيز با قلمى شبيه به متن به « مخفف » تبديل شده است ، آد : به دو همزهء مخفف .
( 10 ) . آج ، ما ، گا ، آد : تخفيف .
( 11 ) . آج ، ما ، گا ، لا ، آد : فصل ، در اساس نيز با قلمى متفاوت از متن به « وصل » تبديل شده است .
( 12 ) . آج ، گا ، آد : مخفف .