* ( وَرَبَتْ ) * ، چون آب باران به او فرو فرستيم بجنبد و نشاط گيرد ، يعنى زمين . و اين بر سبيل توسع است ، اهتزاز در برابر خشوع گفت : * ( وَرَبَتْ ) * ( 1 ) ، ارتفعت ، بر آيد و بيفزايد . و آن ، آن باشد كه عقيب ( 2 ) باران ، روى زمين بمانند خمير برآيد و چون مجوفى شود . و حق تعالى اين بر سبيل مثل گفت تا تنبيه باشد كافران را بر احياء موتى كه گفت : * ( إِنَّ الَّذِي أَحْياها ) * ، گفت : آن خداى كه زمين را زنده كرد ، هم او زنده كند مردگان را ، و بر همه چيز قادر است .
* ( إِنَّ الَّذِينَ يُلْحِدُونَ ) * ، گفت : آنان كه از ادلت ما ميل كنند و عدول نمايند و بر مقتضاى ادلت نروند و منكر شوند حق را كه مقتضى ادلت بود ، يقال : [ 165 - ر ] لحد يلحد و الحد يلحد ، إذا مال . و منه اللحد ( 3 ) لحدت الميت فهو ملحود اذا جعلته في اللحد .
مجاهد گفت : يعنى به مكا و صفير و تصديه و لغو و لغط ، في قوله : * ( لا تَسْمَعُوا لِهذَا الْقُرْآنِ وَالْغَوْا فِيه ) * ، ( 4 ) عبد اللَّه عباس گفت : به تبديل كلام و وضعش نه بجاى خود .
* ( لا يَخْفَوْنَ عَلَيْنا ) * ، ايشان بر ما پوشيده نهاند ( 5 ) ، ما بر احوال ايشان مطلعيم و از ايشان غافل نه ايم تا به وقت جزا به حق ايشان برسيم . آيت ( 6 ) وارد است مورد وعيد و تهديد .
قتاده گفت : يلحدون ، اى ، يكذبون . سدى گفت : يعاندون و يشاقون . مقاتل گفت : آيت در ابو جهل آمد . آنگه گفت : * ( أَ فَمَنْ يُلْقى فِي النَّارِ خَيْرٌ أَمْ مَنْ يَأْتِي آمِناً يَوْمَ الْقِيامَةِ ) * ، پس ( 7 ) آن كس كه او را در دوزخ افگنند بهتر باشد يا آن كه روز قيامت آيد آمن ( 8 ) ؟ و اين استفهام است به معنى تقدير ( 9 ) تا بگويند بهر حال كه آن بهتر كه آمن ( 10 ) آيد و اگر چه در القا در دوزخ هيچ خيرى نباشد ، اين براى آن گفت كه ايشان را مخير آيد و اگر چه در القا در دوزخ هيچ خيرى نباشد ، اين براى آن گفت كه ايشان را مخير بكردند ميان اين هر دو و ايشان به اختيار بد خود اين اختيار كردند . گفت : عاقل را چون ميان دو كار مخير بكنند ( 11 ) ، اختيار بهتر كند . اكنون شما پنداشتى كه ( 12 ) طريقت
هامش
( 1 ) . گا ، افزوده : اى .
( 2 ) . آج : عقب ، لا : بعد از .
( 3 ) . آج ، ما ، گا ، لا ، ما ، آد ، افزوده : و .
( 4 ) . سورهء فصلت ( 41 ) آيهء 26 .
( 5 ) . لا : نيند ، گا ، آد : نيستند .
( 6 ) . آج ، ما ، گا ، لا ، آد : و اين .
( 7 ) . آج ، ما ، گا ، لا : گفت ، آد : ندارد .
( 10 - 8 ) . آج ، ما ، گا ، لا ، آد : ايمن .
( 9 ) . آج ، ما ، گا ، آد : تقرير .
( 11 ) . آج ، ما : اختيار كنند .
( 12 ) . گا ، آد ، افزوده : اختيار و .