كبيره . و معتزليان را سود ندارد كه صغيره گويند ، براى آن كه صغيره بنزديك ايشان مكفر و محبط بود در جنب اختيار ( 1 ) كباير ، و آنچه محبط باشد خداى تعالى چگونه منت نهد بر او و غفران ( 2 ) او بر رسول - عليه السلام - بر سبيل تمدح ؟
ابو على الرودبارى گفت : آيت محقق نيست ، مقدر است ، و معنى ( 3 ) آن كه لو كان لك ذنب قديم او حديث لغفرناه لك ، اگر تو را گناهى بودى قديم يا حديث ( 4 ) ، نو يا كهن ، گذشته يا آينده ، تو را بر ما ( 5 ) جاه و منزلت هست كه آن را بيامرزيم و مؤاخذت نكنيم تو را به آن . و اين قولى نيك است ، جز آن است كه خلاف ظاهر است .
آنچه معتمد است در تأويل آيت دو وجه است : يكى آن كه به گناه ، گناه امت خواست آنچه زمانش متقدم ( 6 ) بود و آنچه زمانش متأخر ( 7 ) بود . و آيت على حذف المضاف و اقامة المضاف اليه مقامه آمد ، لقوله ( 8 ) : وَسْئَلِ الْقَرْيَةَ ( 9 ) . . . ، وَجاءَ رَبُّكَ ( 10 ) ، المعنى اهل القرية ، و جاء امر ربك . و بر اين ابيات بسيار است و جايها برفته است . و قوله : * ( لَكَ ) * ، نه آن است كه گويند : غفر اللَّه لك ، معنى آن است كه :
لاجلك و لحرمتك و بسببك ، يعنى بيامرزد گناه امتت ( 11 ) براى تو و به جاه تو و شفاعت تو ، چنان كه گويند : فعلت كذا لامر ( 12 ) لك ، اى ، لاجلك .
و قول ديگر آن است كه : ليغفر لك اللَّه ، تا بيامرزد خداى آنچه متقدم ( 13 ) است و در پيش افتاده ( 14 ) از گناه امت تو كه با تو كردند . و از گناه ايشان آنچه با تو متأخر ( 15 ) است زمانش ، كه با تو كردند ( 16 ) . و « ذنب » مصدر است يك بار با فاعل اضافت كنند و يك بار با مفعول يقول العرب : عجبت من ضرب زيد عمرا و من ضرب عمرو زيد . اول مضاف است با فاعل ، دوم مضاف است با مفعول . و آيت از اين قسمت ( 17 ) است كه
هامش
( 1 ) . آج ، ما ، گا ، لا ، آد : اجتناب .
( 2 ) . آج ، ما : به او و به غفران ، گا ، آد : به غفران ، لا : به او به غفران .
( 3 ) . گا ، آد : تقدير .
( 4 ) . گا ، آد : حادث ، ما آن گناه تو را بيامرزيدمانى .
( 5 ) . آج ، ما ، گا ، لا ، آد ، افزوده : چندان
( 6 ) . آج ، ما ، گا ، آد : مقدم .
( 7 ) . ما ، گا ، آد : مؤخر .
( 8 ) . آج ، ما ، گا ، لا ، آد : كقوله .
( 9 ) . سورهء يوسف ( 12 ) آيهء 82 .
( 10 ) . سورهء فجر ( 89 ) آيهء 22 .
( 11 ) . آج ، گا ، آد : امت .
( 12 ) . آج ، ما ، گا ، لا ، آد : هذا الامر .
( 13 ) . گا ، آد : مقدم .
( 14 ) . آج : قتاده گفت :
( 15 ) . آج ، ما ، گا ، لا ، آد : آنچه متأخر است .
( 16 ) . گا ، آد : بىتو كنند .
( 17 ) . گا ، لا ، آد : قسم .