در دل بيمارى شك و نفاق دارند از منافقان ( 1 ) ، * ( يَنْظُرُونَ إِلَيْكَ ) * ، در تو ( 2 ) مىنگرند ، * ( نَظَرَ الْمَغْشِيِّ عَلَيْه مِنَ الْمَوْتِ ) * ، نگريدن كسى كه در جان كندن و سكرات مرگ ( 3 ) بيهوش شده باشد ، * ( فَأَوْلى لَهُمْ ) * ، اين كلمت تهديد و وعيد است . قتاده گفت : معنى آن است كه : العقوبة اولى بهم و النار اولى لهم . عبد اللَّه عباس گفت : معنى آن است كه : اولى وقف كنند اين جا ( 4 ) ، آنگه ابتدا كرد و گفت : لهم ، اى للمؤمنين * ( طاعَةٌ وَقَوْلٌ مَعْرُوفٌ ) * ، و گفتند : تقدير آن است ، اولى لهم ، اى للمنافقين ، * ( طاعَةٌ وَقَوْلٌ مَعْرُوفٌ ) * ، من ان يجزعوا ( 5 ) من القتال ، اى طاعة ، و قول معروف اولى لهم من الجزع . و بر قول آنان كه گفتند : * ( طاعَةٌ وَقَوْلٌ مَعْرُوفٌ ) * ، كلامى است منفصل از اول ، در او چند قول گفتند : يكى آن كه اين از كلام منافقان است كه گفتند پيش نزول آيت جهاد ، و التقدير قالوا : منا ( 6 ) طاعة و لنا قول ( 7 ) معروف . قول ديگر آن كه ، از كلام خداى است [ 278 - پ ] ، [ و خبر محذوف است ، يعنى طاعة للَّه ( 8 ) ، و قول معروف ، سخنى كه منكر نباشد و آن كه ] ( 9 ) عتابى گفت ، تقدير اين است : * ( فَأَوْلى لَهُمْ ) * ، اى للمنافقين ان يعاقبوا فلو صدقوا اللَّه لكان خيرا لهم ، آنگه طاعت و قول معروف معترض آمد ميان اين دو كلام و تقدير آن كه ، و للمؤمنين طاعة و قول معروف ، و اللَّه ( 10 ) اعلم بمراده من كلامه ، چه اين جمله محتملات كلام است و خداى عالمتر است كه از اين جمله مراد او كدام است . و مراد به طاعت امتثال فرمان خداى است . و به قول معروف ، سخنى كه منكر نباشد و در شرع و عقل قبيح نبود ، يا از باب واجبات باشد يا از مندوبات ، و خلاصهء معنى بر اين وجوه كه به تازى گفته شد ، اين است كه منافقان را اوليتر آن بود كه طاعت خداى داشتندى و سخن نيكو گفتندى ، از آن كه عند نزول آيت جهاد جزع مىكنند و ( 11 ) مىگويند بر طريق استهزا : * ( ما ذا قالَ آنِفاً ) * ( 12 ) . و قول ديگر آن كه * ( فَأَوْلى لَهُمْ ) * ، دوزخ به ايشان اوليتر . طاعت و قول معروف ، ايشان را به بودى اگر كردندى . قول ديگر منافقان را تهديد است ، فى قوله : * ( فَأَوْلى لَهُمْ ) * ، آنگه
هامش
( 1 ) . آد : مؤمنان .
( 2 ) . آج ، ما : به تو .
( 3 ) . گا : موت .
( 4 ) . گا ، آد : به اولى وقف كرد .
( 5 ) . ما : يجزعون .
( 6 ) . آج ، ما : آمنا ، گا ، آد : امرنا .
( 7 ) . گا : قولنا قول .
( 8 ) . گا ، آد : طاعة اللَّه .
( 9 ) . اساس و آب افتادگى دارد ، از آج آورده شد .
( 10 ) . لا : فاللَّه .
( 11 ) . گا ، آد ، افزوده : بهرى .
( 12 ) . سورهء محمد ( 47 ) آيهء 16 .