تقريع و توبيخ و ملامت ، و اين چنان بود كه يكى از ما گويد : هر چه ممكن است كه بتوان كردن با تو از ارشاد و هدايت و تمكين و توقيف ( 1 ) بكردم ، راه صلاح خود نخواهى ديدن ، يا چشمهايت كور است ؟ او داند كه او را چشم كور نيست ، و لكن اين سؤال ( 2 ) تقريع است تا او از حجت فرو ماند . و همچنين گويد اين همه نصيحت بكردم [ 280 - ر ] تو را ، شنيدى يا خود كرى ؟ سمع ندارى ؟ و اين را مثال ( 3 ) بسيار است .
* ( إِنَّ الَّذِينَ ارْتَدُّوا عَلى أَدْبارِهِمْ ) * ، گفت : آنان كه مرتد شوند و باز گردند بر ادبار ، قتاده گفت : كافران اهل كتاباند كه پيش از آمدن رسول معترف بودند به او ، چون بيامد كافر شدند به او و او را مىشناختند از آن كه نعت او در كتب خود ديده بودند .
عبد اللَّه عباس گفت : منافقاناند كه بمنزلت مؤمناناند در ظاهر ، چون با هم خالى شوند ( 4 ) ، با سر كفر شوند . و بيان كردهايم كه ، از اصل ما ، ( 5 ) ارتداد صورت نبندد ، و دليل بر او بيان كرده ( 6 ) ، و آنان كه در حق ايشان اين لفظ مىآيد ، منافقاناند كه به ظاهر ايمان مىگويند ( 7 ) و در باطن كافراند ، و اين قول در اين آيت ، قول عبد اللَّه عباس است و سدى و ضحاك . * ( مِنْ بَعْدِ ما تَبَيَّنَ لَهُمُ الْهُدَى ) * ، پس از آن كه ره مسلمانى روشن شد ايشان را ، * ( الشَّيْطانُ سَوَّلَ ، لَهُمْ ) * ، شيطان تزيين مىكند ايشان را و اغرا مىكند و املا مىكند بر ايشان ، تسويل در دل ، و املا در زبان ، يعنى ، به غرور او مىكنند و مىگويند .
ابو عمرو خواند : و املى لهم ، به ضم « الف » و فتح « يا » ، بر فعل مجهول على وزن افعل . و معنى آن كه ، الشيطان سول لهم [ و اللَّه ] ( 8 ) املى لهم اى امهلهم ، و ايشان را مهلت دادند ، يعنى خداى تعالى عقوبت بر ايشان تعجيل نكرد ، من قوله تعالى : . . .
إِنَّما نُمْلِي لَهُمْ لِيَزْدادُوا إِثْماً ( 9 ) . . . و يعقوب خواند و مجاهد : و املى لهم ، به ضم « الف » ، و كسر « لام » و سكون « يا » على وجه اخبار اللَّه عن نفسه ، خداى مىگويد : شيطان ايشان را غرور داد و من مهلت تا آن فساد كه از شيطان حاصل شد مقابل شود به نعمت امهال از من ، تا باشد كه انديشهاى كنند و باز آيند . و آن بنا از فعل مضارع باشد ،
هامش
( 1 ) . آج ، ما ، گا ، آد : توفيق .
( 2 ) . گا ، آد : اين بر سبيل .
( 3 ) . آج ، ما : امثال .
( 4 ) . گا ، آد : خلوت كنند .
( 5 ) . آج ، ما ، گا ، لا ، آد ، افزوده : از مؤمن .
( 6 ) . ما ، لا : بيان كردهايم ، گا ، آد : بر آن گفتهايم .
( 7 ) . گا ، آد : ايمان دارند .
( 8 ) . اساس : ندارد ، از ما ، افزوده شد .
( 9 ) . سورهء آل عمران ( 3 ) آيهء 178 .