تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 306

مساهمون:

ص٣٠٦
مىخواند : ( ان وليتم ) . و از رويس ( 1 ) روايت كردند : توليتم ، به ضم « التا » و « الواو » على المجهول ، اگر تولاى كار شما كنند و شما را رعيت ( 2 ) كنند ، ولايت به شما ندهند ، شما به حسد و ستيزه فساد و قطع رحم كنى . رويس روايت كرد اين قراءت از يعقوب ، و اين قراءت از امير المؤمنين ( 3 ) - عليه السلام - روايت كرده‌اند ، گفت : معنى آن است كه ، اگر شما را واليان ظالم باشند ، با ايشان دست يكى كنى و در زمين فساد كنى و قطع رحم كنى . مسيب بن شريك گفت : آيت در بنى اميه و بنى هاشم آمد ، فى قراءت من قرأ : ان وليتم ، خطاب با بنى اميه است و مراد به ارحام خويشى بنى هاشم است با ايشان . و يعقوب خواند : و تقطعوا ، مخفف من الثلاثى المجرد [ 279 - پ ] اعتبارا بقوله : . . . وَيَقْطَعُونَ ما أَمَرَ اللَّه بِه أَنْ يُوصَلَ ( 4 ) . . . ، و حسن بصرى خواند : و تقطعوا ، بفتحات متواليات على تقدير و تتقطعوا ، فاكتفى باحدى التائين عن الآخر ، اعتبارا بقوله : فَتَقَطَّعُوا أَمْرَهُمْ بَيْنَهُمْ ( 5 ) ، و عامهء قرا خواندند : * ( تُقَطِّعُوا ) * ، به ضم « تا » و كسر « طا » و تشديد ، بر فعل مضارع از تقطيع . * ( أُولئِكَ الَّذِينَ لَعَنَهُمُ اللَّه ) * ، گفت : اينان آنانند كه خداى اينان را لعنت كرد ، * ( فَأَصَمَّهُمْ ) * ، كر بكرد اينان را ، * ( وَأَعْمى أَبْصارَهُمْ ) * ، و كور بكرد چشمهاشان ، يعنى حكم كرد بر ايشان به كورى و كرى و نام نهاد ايشان را كر و كور ، چه ايشان را در گوش و چشم انتفاعى دينى نبود ، و اما خذلان و تخليت ايشان را به كورى و كرى تشبيه كرد و خلاف نيست كه آيت را ظاهرى نيست ، چه اگر بر ظاهر حمل كنند ، خلاف راستى باشد كه ما مىدانيم كه ايشان هم بينا بودند هم شنوا . و اگر خداى چنين كردى از فساد حاست گوش و چشم ، آنگه تكليف بر جاى بودى با اين دو آفت ، تكليف ما لا يطاق بودى ، و اين محال است از خداى تعالى كه در وجود آيد . آنگه گفت : * ( أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلى قُلُوبٍ أَقْفالُها ) * ، گفت : تأمل نمىكنند اينان در اين قرآن و تدبر ، يا هيچ بر آن هستند كه كنند ؟ يا بر دلها قفل دارند ، يعنى اين تأمل خواهند كردن يا نخواهند كردن ؟ يا با كسى مانند كه بر دل قفل دارد ( 6 ) ، يعنى بمنزلت آنند ( 7 ) . در امتناع وقوع . و اين بر طريق مثل گفت ، و غرض
هامش
( 1 ) . گا : انس . ( 2 ) . اساس : رغبت ، به قياس با نسخهء گا ، تصحيح شد . ( 3 ) . گا ، لا ، آد ، افزوده : على . ( 4 ) . سورهء بقره ( 2 ) آيهء 27 ، سورهء رعد ( 13 ) آيهء 25 . ( 5 ) . سورهء مؤمنون ( 23 ) آيهء 53 . ( 6 ) . ما : دارند . ( 7 ) . گا ، لا ، آد : آنانند .