آب تافته دهند . * ( فَقَطَّعَ أَمْعاءَهُمْ ) * ، كه آن آب امعا و احشاى ايشان مقطع ( 1 ) كند و پاره پاره . و الأمعاء ، جمع معا ، رودگانى باشد .
* ( وَمِنْهُمْ ) * ، آنگه گفت از ايشان ، يعنى از كافران : * ( مَنْ يَسْتَمِعُ إِلَيْكَ ) * ، كس هست كه گوش با سخن تو كند و بشنود ( 2 ) ، و لكن پندارند ( 3 ) و فهم نكنند ( 4 ) از تهاون و تغافل و قلت مبالات و فقد ايمان به آن ، * ( حَتَّى إِذا خَرَجُوا مِنْ عِنْدِكَ ) * ، تا آنگه كه از نزديك تو بيرون آيند ، * ( قالُوا لِلَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ ) * ، گويند آنان را كه ايشان را علم داده باشند از مؤمنان و صحابه و مستبصران : * ( ما ذا قالَ آنِفاً ) * ، چه گفت اين ساعت به نوى ؟ و اصل او ابتداست ، اى ، ماذا قال انفا ، اى ، مبتدئا ، و اين صفت منافقان است .
مقاتل گفت : سبب آن بود كه رسول - عليه السلام - خطبه كردى و در وى ذكر منافقان كردى و عيب ايشان ( 5 ) . ايشان بشنيدندى ، خوش ( 6 ) نيامدى [ 277 - ر ] ايشان را ، بيرون آمدندى صحابه را گفتندى بر طريق استهزا : * ( ما ذا قالَ آنِفاً ) * ، چه گفت ( 7 ) بر سرى ( 8 ) كه ما نيك نشنيديم ؟ عبد اللَّه عباس گفت : من از آنانم كه مرا علم دادند و معنىام بدين ( 9 ) آيت ( 10 ) ، چه از من چند بارها ( 11 ) پرسيدند كه : * ( ما ذا قالَ آنِفاً ) * . قتاده گفت ، سامعان و شنوندگان سهاند : يكى عاقل ، يكى عامل ، يكى غافل . آنگه وصف كرد ايشان را ، گفت : * ( أُولئِكَ الَّذِينَ طَبَعَ اللَّه عَلى قُلُوبِهِمْ ) * ، ايشان آنانند كه خداى تعالى مهر نهاد بر دلهاى ايشان بر آن شرح كه دادهايم از علامت و تخليت و حكم ، * ( وَاتَّبَعُوا أَهْواءَهُمْ ) * ، و به دنبال هوا برفتهاند .
* ( وَالَّذِينَ اهْتَدَوْا زادَهُمْ هُدىً ) * ، گفت : آنان كه ره يافتند و به الطاف ايزدى منتفع شدند ، * ( زادَهُمْ هُدىً ) * ، خداى تعالى ايشان را لطف بيفزايد . * ( وَآتاهُمْ تَقْواهُمْ ) * ، و بدهد ايشان را پرهيزكارى ، يعنى الطافى كه عند آن اختيار تقوى كنند . و گفتند :
ثواب تقويهم ، ايشان را ثواب تقوى دهد .
* ( فَهَلْ يَنْظُرُونَ إِلَّا السَّاعَةَ ) * ، گفت : گوش مىدارند اينان جز آن كه قيامت به
هامش
( 1 ) . گا ، آد : منقطع .
( 2 ) . لا : گوش با تو كند و سخن تو بشنود .
( 3 ) . آج ، ما : بنداند ، گا ، لا ، آد : نداند .
( 4 ) . آج ، ما ، گا ، لا ، آد : نكند .
( 5 ) . گا ، آد ، افزوده : گفتى .
( 6 ) . گا : خوششان .
( 7 ) . آج : مىگويد .
( 8 ) . لا : به نوى .
( 9 ) . ما : هار به اين .
( 10 ) . گا : معنى اين آيه .
( 11 ) . گا : چند بار ، لا : چندين بار .