قرآن يا خداى ايشان را . * ( وَبُشْرى لِلْمُحْسِنِينَ ) * ، و بشارت و مژده نكوكاران را . و محل او دو وجه را محتمل است از اعراب : يكى رفع على تقدير * ( وَهذا كِتابٌ مُصَدِّقٌ ) * . . . * ( وَبُشْرى لِلْمُحْسِنِينَ ) * ، او هو بشرى . و روا بود كه نصب بود على محل لينذر ( 1 ) اى انذارا و بشارة . و شايد كه حال بود على قراءة من قرأ باليا ، اى منذرا . و مبشرا حال باشد از قرآن ، و مثاله قوله : جئتك لازورك و اكراما لك ، او ( 2 ) مكرما لك . و روا بود كه مصدرى بود محذوف الفعل ، اى و لتبشر ( 3 ) المؤمنين بشرى .
* ( إِنَّ الَّذِينَ قالُوا رَبُّنَا اللَّه ثُمَّ اسْتَقامُوا - ) * ، الآية ، آنان كه گفتند : خداى ما اللَّه است پس استقامت كردند و بر آن بايستادند ، آنان ( 4 ) ، كه بر ايشان ترسى نباشد و نه نيز اندوهگن شوند . و تفسير آيت باستقصا رفته است .
* ( أُولئِكَ أَصْحابُ الْجَنَّةِ خالِدِينَ فِيها ) * ، الآية . گفت : ايشان اهل بهشتاند و هميشه آن جا باشند و از آن جا بيرون ( 5 ) نيايند . * ( جَزاءً ) * ، و پاداشت به آنچه كرده باشند و نصب جزا بر مفعول له باشد .
* ( وَوَصَّيْنَا الإِنْسانَ بِوالِدَيْه إِحْساناً ) * ( 6 ) ، عامه قرا خواندند : حسنا ، به ضم « حا » و سكون « سين » بر مصدر ثلاثى . و اهل كوفه ، احسانا خواندند بر مصدر مزيد ، من احسن احسانا ، به دو الف . گفت : ما اندرز كرديم آدمى را به نيكويى كردن با مادر و پدرش . * ( حَمَلَتْه أُمُّه كُرْهاً ) * . اى مشقة . ابن كثير و نافع و ابو عمرو خواندند به فتح كاف . و باقى به ضم كاف . * ( وَوَضَعَتْه كُرْهاً ) * ، گفت : مادر به او بار برگرفت و بار بنهاد به او به رنج و مشقت ، براى آن كه آبستن را هم در حال حمل رنج رسد ( 7 ) ، هم در حال وضع . و كره و كره ، دو لغت است ، و قيل : الكره ، المشقة . و الكره ، الاكراه . * ( وَحَمْلُه وَفِصالُه ثَلاثُونَ شَهْراً ) * ، و بار برگرفتنش و از شير باز كردنش سى ماه بود . جمله مفسران گفتند [ 254 - پ ] حملش شش ماه و شير دادن ( 8 ) دو سال . و اين دليل است بر آن كه اقل حمل شش ماه بود . و محمد بن اسحق گفت : حملش نه [ ماه ] ( 9 ) باشد و شير دادن
هامش
( 1 ) . آج ، ما ، گا ، لا ، آد : لتنذر .
( 2 ) . گا : اى .
( 3 ) . اساس : فنبشر ، به قياس با نسخهء ما ، تصحيح شد .
( 4 ) . آج ، ما ، لا : ايشان آنانند .
( 5 ) . ما ، لا : برون .
( 6 ) . اساس و كليهء نسخه بدلها : حسنا ، به قياس قرآن مجيد تصحيح شد .
( 7 ) . آج ، ما ، گا ، آد ، افزوده : و .
( 8 ) . آج ، ما ، گا ، آد : شير دادنش .
( 9 ) . اساس : ندارد ، از آج ، افزوده شد .