اين قرآن و مسلمانى بهتر بودى ، عبد اللَّه سلام و اصحابش ما را سبق نبردندى [ 253 - پ ] به او ( 1 ) . و گفتند : آيت در مشركان مكه آمد كه ايشان گفتند : اگر قرآن و اسلام ( 2 ) خيرى بودى ، اين گدايان و درويشان ما را سبق نبردندى به اول ( 3 ) ، ما سبق بردمانى ايشان را به آن . * ( وَإِذْ لَمْ يَهْتَدُوا بِه فَسَيَقُولُونَ هذا إِفْكٌ قَدِيمٌ ) * ، و چون به اين قرآن مهتدى نمىشوند ، مىگويند : اين قرآن دروغى است قديم ديرينه و حكايتى فرو ( 4 ) بافته از آن پيشينگان .
از جمله آنچه مجبران از مشركان برگرفتهاند ، يكى آن است كه قرآن را قديم خواندند و گفتند : دروغى است قديم و مجبران همين ( 5 ) گفتند ، و ( 6 ) لفظ قديم خلاف نيست كه گفتند . اما افك ، از آن جا گفتند كه گفتند قديم است . در ازل ، هنوز نه جهان بود و نه جهانيان و خداى مىگفت : موسى چنين كرد ( 7 ) و فرعون ، چنان كرد و عيسى چنين گفت ( 8 ) و جهودان چنين كردند و ايشان هيچ در وجود نبودند ، نه دروغ باشد ؟ براى آن چيزى ( 9 ) بود كه مخبر بر خلاف خبر بود .
* ( وَمِنْ قَبْلِه كِتابُ مُوسى إِماماً وَرَحْمَةً ) * ، [ گفت از پيش اين قرآن كتاب موسى كه توريت است ، اماما و رحمة ] ( 10 ) نصب بر حال است و عامل در او محذوف است و التقدير : انزلناه كتاب موسى اماما و رحمة ، ما آن را فرو فرستاديم امامى مقتدا كه به او اقتدا كنند ، و رحمتى كه به او مهتدى شوند و به ثواب و نعيم رسند . * ( وَهذا كِتابٌ مُصَدِّقٌ ) * ، و اين قرآن كتابى است كه آن را تصديق مىكند و بر صدق آن گواهى مىدهد ، و نصب * ( لِساناً عَرَبِيًّا ) * ، بر حال است از عاملى محذوف ، و التقدير : جعلناه ، او انزلناه . و گفتند : مفعول به است ، كانه قال ، اعنى ، لسانا عربيا . و اول بهتر است .
* ( لِيُنْذِرَ الَّذِينَ ظَلَمُوا ) * ، مدنى و شامى و يعقوب خواندند به « تا » ى خطاب ، خطابا للنبى - صلى اللَّه عليه و آله . و باقى قراء به « يا » خواندند خبرا عن الغائب اما عن القران او عن اللَّه ، تا بترسانى تو اى محمد ظالمان و كافران را به او ، و يا بترساند [ 254 - ر ]
هامش
( 1 ) . آج : بر او .
( 2 ) . آج ، ما افزوده : را .
( 3 ) . آج ، ما : به او بل ، لا : بل .
( 4 ) . آج : فرا .
( 5 ) . ما ، لا : هم اين .
( 6 ) . آج ، ما ، گا ، لا ، آد : در .
( 7 ) . آج ، ما ، گا ، لا ، آد : گفت .
( 8 ) . لا ، افزوده : و ترسايان .
( 9 ) . آج ، ما ، لا : خبرى ، گا ، آد : كذب خبرى .
( 10 ) . اساس و آب افتادگى دارد ، از آج آورده شد .