بكشند ، يا عمر من بسيار ماند يا اندك ماند ؟ و ندانم تا مآل ( 1 ) كار شما به چه آيد ؟ بر تصديق بر وى ( 2 ) يا بر تكذيب ؟ يا شما را عذاب كنند يا نكنند ؟ و اين پيشتر از آن بود كه اين آيت آمد : . . . وَما كانَ اللَّه لِيُعَذِّبَهُمْ وَأَنْتَ فِيهِمْ ( 3 ) - الآية . و اين اقوال كه متضمن آن است كه ، مىندانم كه در دنيا با ما و شما چه كنند ، بهتر از آن قول اول است كه در او نفى علم است از مآل ( 4 ) كار ايشان به آخرت ، [ 252 - ر ] براى آن كه باتفاق رسول دانست و او را خبر داده بود خداى كه او از اهل بهشت است قطعا . و اين خبر در حق معصومان مأمونى ( 5 ) الجوانب روا باشد كه معلوم از حال ايشان آن بود كه به اين خبر اختيار معصيت نكنند و مغرى نشوند به قبيح . و اين اقوال باز پسين ، قول حسن و سدى و ضحاك و ثمالى است .
آنكه گفت : * ( إِنْ أَتَّبِعُ ) * ، او ( 6 ) ما اتبع ، من متابعت نمىكنم الا آن را كه به من وحى مىكنند ، و من نيستم الا ترسانندهاى ( 7 ) بيان كننده . اما از علم غيب و علم عواقب بنزديك من هيچ نيست .
* ( قُلْ أَ رَأَيْتُمْ إِنْ كانَ مِنْ عِنْدِ اللَّه ) * ، آنگه گفت : بگوى اى محمد كه ، چگونه مىدانى و چه مىبينى كه اگر قرآن از نزديك خداى است ، * ( وَكَفَرْتُمْ ) * ، و شما به آن كافر شوى ، و گوايى ( 8 ) از بنى اسرايل گواهى دهد به مانند آن ، * ( فَآمَنَ ) * ، و ايمان آرد و شما استكبار كنى چگونه باشد على ( 9 ) ما يجىء شرحه .
مفسران در اين گواه خلاف كردند : قتاده و ضحاك و ابن زيد گفتند : عبد اللَّه سلام است كه بر نبوت و صدق محمد - صلى اللَّه عليه و آله - گواهى داد . حميد طويل گفت از انس : كه عبد اللَّه سلام بنزديك رسول آمد در آن وقت كه رسول - عليه السلام - از مكه به مدينه شد ، و گفت : يا محمد ! من تو را از سه مسأله بخواهم پرسيد كه جواب آن مسايل كس نداند مگر پيغامبرى . مرا خبر ده تا اول اشراط و اعلام قيامت چيست ؟ و اول طعام كه اهل بهشت خورند چه باشد ؟ و فرزندان كه آيند از پدر و مادر ، چرا بهرى با پدر مانند و بهرى با مادر ؟ در حال جبريل آمد و خبر داد رسول
هامش
( 4 - 1 ) . اساس : مئال / مآل .
( 2 ) . آج : برويد ، گا ، آد : رويد .
( 3 ) . سورهء انفال ( 8 ) آيهء 33 .
( 5 ) . آب : ناموقى ، گا ، لا ، آد : مأمون .
( 6 ) . آج ، ما ، لا : اى .
( 7 ) . لا افزوده : بيم كننده .
( 8 ) . آج ، ما ، گا ، لا ، آد : گواهى .
( 9 ) . گا ، آد : حال .