بگو خداى زنده كند شما را ، پس بميراندتان ، پس جمعتان كند ( 1 ) به روز قيامت . شك نيست در او و لكن بيشترينهء مردمان ندانند .
و خداى راست پادشاهى آسمانها و زمين و آن روز كه برخيزد قيامت آن روز زيان كنند باطل كاران .
[ 243 - پ ] ، و بينى هر امتى را در زانو افتاده ، هر امتى باز خوانند به كتابش .
امروز جزا دهند شما را آنچه كرده باشى .
اين كتاب ماست ، سخن گويد بر شما به حق ، ما نسخت فرماييم آنچه شما كرده باشى .
اما آنان كه ايمان آرند و كردند كارهاى نكو ، در برد ( 2 ) ايشان را خدايشان در بخشايش خود . آن رستگارى است روشن .
اما آنان كه كافر شدند ، ( 3 ) نه آيتهاى من مىخوانند بر شما تكبر كردى و بودى گروهى گناهكاران ؟
چون گويند وعدهء خداى حق است و قيامت نيست شكى در او ، گويى ندانيم كه چيست قيامت ، نمىپنداريم الا گمانى و نيستيم ما بر يقين .
پديد آمد ايشان را بدى آنچه كرده باشند ، در رسيد به ايشان آنچه بودند از آن فسوس مىداشتند .
[ 244 - ر ] ، گويند امروز فراموش كنيم شما را چنان كه فراموش كردى ديدن اين روز را اين ، و مأوى شما دوزخ است و نيست شما را يارى .
هامش
( 1 ) . ما : جمع كندتان .
( 2 ) . ما : درآرديم ، لا : داخل گرداند .
( 3 ) . ما ، افزوده : اى .