بشكستندى و اما در چاه افگندندى و آن نو را بپرستيدندى ( 1 ) و اين به حسب هوا كردندى ، خداى تعالى در حق ايشان اين آيت فرستاد .
مقاتل گفت : ( 2 ) آيت در حارث بن قيس السهمى آمد - احد المستهزئين - و او مردى بود كه معبود به هواى خود پرستيدى ( 3 ) هر وقتى چيزى كه دلش خواستى ( 4 ) . سفيان بن عيينه گفت : عرب براى آن سنگ پرست بودند كه خانهء كعبه از سنگ بود .
حسن ( 5 ) بن الفضل گفت : در آيت تقديم و تأخيرى هست ، و تقدير آن كه ، ( أ فرايت من اتخذ هواه الهه ) ، يعنى ، هواى خود ( 6 ) به خداى خود كرده است . و هوا ، شهوت باشد ، و مراد مشتهى است و آنچه هوا و شهوت به او تعلق دارد . شعبى گفت : هوا را اشتقاق از هوى است ، لانه يهوى بصاحبه ( 7 ) فى النار ، فكانه قال : من هوى هوى ، هر كه دنيا ( 8 ) را هواى نفس دارد ، در افتد در دنيا در بلا و عنا و در آخرت در دوزخ و لظى .
عبد اللَّه عباس گفت : خداى تعالى در قرآن هيچ جاى ذكر هوا نكرد ، و الا بنكوهيد آن را . و ابو امامه روايت كرد كه ، رسول - عليه السلام - گفت : در زير سايهء آسمان هيچ معبود را نپرستيدند كه خداى دشمنتر دارد از هوا . و
قال - عليه السلام - ثلث مهلكات و ثلث منجيات ، فالثلاث المهلكات [ 242 - ر ] شح مطاع و هوى متبع و اعجاب المرء بنفسه ، و الثلاث المنجيات خشية اللَّه فى السر و العلانية و العدل فى الرضا و الغضب و القصد فى الغنى ( 9 ) و الفقر .
گفت : سه چيز هلاك كننده است و سه چيز رها كننده ( 10 ) .
اما آن سه هلاك كننده ( 11 ) : بخلى ( 12 ) است فرمان برده ، و هوى از پى او رفته ، و عجب مرد به خويشتن . و سه رها كننده : ترس خداى است در پنهان ( 13 ) و آشكارا ، و داد كردن است در خشم و خشنودى ، و ميانهء كارها نگاه داشتن در توانگرى ( 14 ) و
هامش
( 1 ) . ما : پرستدى .
( 2 ) . آج ، افزوده : اين .
( 3 ) . ما : پرستيدى .
( 4 ) . گا ، افزوده : مىپرستيد .
( 5 ) . آج ، ما ، گا ، لا : حسين .
( 6 ) . لا ، افزوده : را .
( 7 ) . لا : لصاحبه .
( 8 ) . ما ، گا : دنبال ، آد : دنبال هواى نفس رود .
( 9 ) . ما : العنا .
( 10 ) . لا : رهاننده .
( 11 ) . گا : كه هلاك كننده است ، آد : سه چيز كه هلاك كننده است .
( 12 ) . آج ، ما : بخيلى .
( 13 ) . آج ، ما لا ، نهان .
( 14 ) . ما : تونگرى .