آن به آن است كه گرفتى آيتهاى خداى را فسوس ( 1 ) و بفريفته است شما را زندگانى نزديكتر ( 2 ) ، امروز بيرون نيارندتان از آن و نه ايشان را طلب خشنودى كنند .
خداى راست سپاس ( 3 ) كه خداى آسمانها و خداى زمين است ، خداى جهانيان ( 4 ) است .
و او راست بزرگوارى در آسمانها و زمين و اوست قوى و محكم كار .
قوله ( 5 ) : * ( وَقالُوا ما هِيَ إِلَّا حَياتُنَا الدُّنْيا ) * ، قديم تعالى در اين آيت حكايت گفتار كافران كرد ( 6 ) كه ( 7 ) ايشان گفتند : ان هى ، و المعنى ما هى . « ان » ، به معنى « ما » ى نفى است و هى ، ضمير حيات است . گفت ، اين كافران مىگويند : حيات نيست و نخواهد بودن ما را الا اين زندگانى كه در دنيا هست . * ( نَمُوتُ وَنَحْيا ) * ، مىميريم و زنده مىباشيم . در معنى او سه قول گفتند : يكى آن كه كلام بر تقديم و تأخير است ، و تقدير آن كه : نحيا و نموت ، يعنى ، زنده مىباشيم مدتى آنگه بميريم و ما را بعثى و نشورى نباشد ( 8 ) . قول دوم : نموت و يحيا اولادنا ، بميريم و فرزندان ما از پس ما مانند همچنان باشد كه ما زنده مانده ( 9 ) ، و از آنجا كه ذكر ما به وجود حيات ايشان زنده باشد . و اين چنان باشد كه يكى از ما گويد : مرده نباشد آن كه چون او فرزند رها كند 1 » . قول سيم ( 11 ) آن است [ 244 - پ ] كه : نموت بعضنا و نحيا بعضنا ، بعضى از ما بميرند و بعضى زنده مانند ، چنان كه گفت : . . . فَتُوبُوا إِلى بارِئِكُمْ فَاقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ ( 12 ) . . . اى ، ليقتل بعضكم بعضا ، بهرى بهرى را بكشى ( 13 ) پس ايشان را نفس
هامش
( 1 ) . لا : به افسوس .
( 2 ) . لا : حيات دنيا .
( 3 ) . لا : ثنا .
( 4 ) . ما ، لا : عالميان .
( 5 ) . آج ، ما ، گا ، آد ، افزوده : تعالى .
( 6 ) . ما : حكايت كفار و گفتار ايشان كرد ، گا ، آد : حكايت
( 7 ) . آج ، ما : گفت .
( 8 ) . لا : نخواهد بودن .
( 9 ) . آج ، ما : زندهايم ، آد : زنده باشيم .
( 10 ) . گا ، آد : چون تو فرزند دارد .
( 11 ) . آج ، لا : سيوم .
( 12 ) . سورهء بقره ( 2 ) آيهء 54 .
( 13 ) . آج ، ما ، گا : بكشند ، آد : بعضى بعضى را بكشند .