جا هما ( 1 ) را بهتر است و ما را بر شما تفضيل بود ، چنان كه اين جا گفت ( 2 ) .
مسروق گفت ، مردى از اهل مكه مرا گفت : اين جايگاه مىبينى ؟ گفتم : آرى .
گفت : شبى تا به روز تميم الدارمى ( 3 ) را ديدم كه در نماز اين آيت مىخواند و باز مىخواند تا صبح برآمد يا نزديك بود كه برآيد ، و مىگريست . نسير بن ( 4 ) ابى طعمه گفت : شبى بنزديك ربيع خثيم ( 5 ) بودم ، اين آيت مىخواند در نماز و تكرار مىكرد و مىگريست و از اين آيت نمىگذشت . گفت : فضيل عياض همچنين در نماز شب اين آيت بسيار خواندى ، آنگه گفت : كاشك ( 6 ) تا فضيل بدانستى كه از كدام گروه است .
آنگه حق تعالى تذكير نعمت كرد ، گفت : * ( وَخَلَقَ اللَّه السَّماواتِ وَالأَرْضَ ) * ، گفت : بيافريد خداى تعالى آسمانها و زمينها را . * ( وَلِتُجْزى كُلُّ نَفْسٍ بِما كَسَبَتْ وَهُمْ لا يُظْلَمُونَ ) * ، و تا جزا دهند هر كسى را به آنچه كرده باشند و بر ايشان ظلمى نكنند از آنچه مستحق نباشند ، و يا حقى كه ايشان را باشد نقصان نكنند و باز نگيرند .
* ( أَ فَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلهَه هَواه ) * ، گفت : مىبينى آن كافران را كه هواى خود و شهوت خود را خداى خود كردهاند ؟ يعنى چنان كه مؤمنان خداى پرست باشند ، او هوا پرست است ( 7 ) از آن جا كه به خداى ايمان ندارد ( 8 ) و به ثواب و عقاب مقر نباشد ( 9 ) كه زجر كند او را از معاصى ، هر چه خواهد بكند و بر حسب مراد و هواى خود زندگانى كند . [ 241 - پ ] و اين قول عبد اللَّه عباس و حسن و قتاده است . بعضى ديگر مفسران گفتند : معنى آن است كه ، آن پرستد كه خواهد . سعيد جبير گفت :
قريش ، عزى پرستيدندى روزگارى دراز ، و آن سنگى سپيد بود . و عرب را عادت چنان بود كه ، سنگى و چوبى و روينهاى و سيمنهاى ( 10 ) را پرستيدندى ( 11 ) . چون سنگى از آن نيكوتر بديدندى يا چيزى از آن جنس به از آن ، آن اول ( 12 ) رها كردندى ، اما
هامش
( 1 ) . هما / ما ، هم ما ( ظ : ) ، ما : هم ما را ، آد : ما را .
( 2 ) . آج ، ما ، گا ، لا ، آد : هست .
( 3 ) . لا ، آد : الدارى .
( 4 ) . آج : سير بن .
( 5 ) . اساس : خيثم ، به قياس با نسخهء آج ، تصحيح شد .
( 6 ) . آج ، ما ، گا ، لا ، آد : كاشكى .
( 7 ) . ما ، آد : ايشان هوا پرستند .
( 8 ) . ما ، آد : ندارند .
( 9 ) . آج ، ما : نباشند ، آد : نيستند .
( 10 ) . آج : رويينهاى و سيمينهاى ، گا ، لا ، آد : زرينه و سيمينهاى .
( 11 ) . ما : پرستدندى .
( 12 ) . ما ، گا ، آد : اول را .