* ( لَهُمْ عَذابٌ ) * ، ايشان را عذابى بود * ( أَلِيمٌ ) * ، دردناك از رجز ، يعنى ، از دوزخ . و رجز ، هم عذاب بود . و شايد كه معنى آن بود كه ، ايشان را عذابى بود از جملهء عذاب ( 1 ) [ و اليم فعيل است به معنى مفعل ، يعنى مولم ] ( 2 ) چنان كه گويند : هذا نعمة من نعمة ربي ، و هذا امر من امر اللَّه .
5 . ابن كثير و حفص خواندند : اليم ، به رفع على انه صفة للعذاب ، و قراء ديگر ، به جر خواندند ، على انه صفة للرجز .
آنگه تنبيه كرد خلقان را بر نعمتهاى خود و تذكير كرد و ياد داد ، گفت : * ( اللَّه الَّذِي سَخَّرَ لَكُمُ الْبَحْرَ ) * ، خداى است آن كه مسخر بكرد شما را دريا تا كشتيها در او مىرود به فرمان او و تا شما طلب روزى كنى و از او شاكر باشى و نعمتهاى او را شكر گزارى .
* ( وَسَخَّرَ لَكُمْ ما فِي السَّماواتِ وَما فِي الأَرْضِ ) * ، و مسخر بكرد براى شما هر چه در آسمان [ 239 - پ ] و زمين است ، * ( جَمِيعاً مِنْه ) * ، همه از اوست ، چه هر چه در وجود است ، همه از اوست ، بهرى بىواسطه و بهرى به واسطه ، * ( إِنَّ فِي ذلِكَ لآياتٍ ) * ، در اين ( 3 ) آياتى و علاماتى و دلالاتى هست گروهى را كه انديشه كنند .
آنگه گفت : * ( قُلْ لِلَّذِينَ آمَنُوا يَغْفِرُوا ) * ، بگوى آنان را كه مؤمناناند تا بيامرزند و عفو كنند كافرانى را كه ايشان اميد ايام ما نمىدارند ، يعنى ، ايمان نمىدارند به قيامت و با آن كه با پيش ما آيند و ثواب و عقاب و سزاى جزا ( 4 ) خواهد بودن ، ايشان را اين اميد نيست : و گفتند : مراد به اميد ، ترس است ، يعنى آنان كه از ايام وقوف بين يدى اللَّه ، و از ايام عقوبت نمىترسند ، يعنى ، اگر چنان باشد كه از كافران رنجى به اين مؤمنان رسد ، بگوى تا از سر آن بروند و طلب قضا و قصاص نكنند .
گفتند : آيت در بعضى ( 5 ) صحابه آمد كه كافرى او را دشنام داد ، او خواست تا انتقام كشد . خداى تعالى گفت : رها كن كه وقت نيست تا وقت باشد . چون آيت قتال آمد ، اين حكم منسوخ شد . و روا بود كه اين حكم بر جاى باشد در بعضى اوقات بر بعضى وجوه از آحاد الناس ، و منع نكند جمع ميان اين آيت بر اين وجه كه
هامش
( 1 ) . گا ، لا ، آد ، افزوده : اليم .
( 2 ) . اساس ، آب و لا : ندارد ، از آج افزوده شد .
( 3 ) . ما ، گا ، آد ، افزوده : همه .
( 4 ) . آج : سزا و جزا ، گا ، آد : سزاى جزائى ، ما : عقابى و جزائى .
( 5 ) . گا ، آد : در يكى از .