تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 229

مساهمون:

ص٢٢٩
گفتيم و ميان آيت قتال . * ( لِيَجْزِيَ قَوْماً بِما كانُوا يَكْسِبُونَ ) * ، تا ما جزا دهيم گروهى را كه به كسبى و عملى كه كرده باشند . ابن عامر و حمزه و كسائى ، لنجزى خواندند ، به « نون » على اخبار اللَّه تعالى عن نفسه . و باقى قرا ليجزى خواند به « يا » ، اخبارا عن اللَّه تعالى - جل و عز . آنگه عدل خود را بيان كرد ، گفت : * ( مَنْ عَمِلَ صالِحاً فَلِنَفْسِه ) * ، هر كه او عمل صالح كند و كار نكو ، براى خود كند ، يعنى ثواب آن بر او را باشد ، [ 240 - ر ] * ( وَمَنْ أَساءَ فَعَلَيْها ) * ، و هر كه اساءت و بدى كند ، و بال آن بر او باشد . * ( ثُمَّ إِلى رَبِّكُمْ تُرْجَعُونَ ) * ، آنگه شما را با خداى برند براى جزاى اعمال از ثواب و عقاب . آنگه گفت : ما بنى اسرايل را كتاب داديم و حكم ، يعنى ، توريت و حكمت و النبوة ، و پيغامبرى ، چه اين جمله در فرزندان يعقوب بوده است ( 1 ) ، چه بعضى پيغامبران صاحب كتاب بودند چون : موسى و عيسى ، و بعضى پيغامبران بىكتاب بودند كه عمل ايشان بر توريت و انجيل بود . و بعضى حاكمان بودند چون : داود و سليمان ، و بعضى حكما بودند چون : لقمان . * ( وَرَزَقْناهُمْ ) * ، و ايشان را روزى داديم از طيبات . [ اين لفظ ] ( 2 ) هر كجا آيد ، دو معنى دارد : يكى حلالات و يكى ملذوذات . * ( وَفَضَّلْناهُمْ عَلَى الْعالَمِينَ ) * ، و ايشان را تفضيل داديم بر اهل روزگار خود . * ( وَآتَيْناهُمْ بَيِّناتٍ مِنَ الأَمْرِ ) * ، و ما داديم ايشان را ، يعنى ، بنى اسرايل را ، بينات ، حجتها و دلايل ( 3 ) از كار دين . * ( فَمَا اخْتَلَفُوا ) * ، ايشان با يكديگر خلاف نكردند الا پس ( 4 ) آن كه علم به ايشان آمد ، * ( بَغْياً بَيْنَهُمْ ) * ، به بغى و ظلم كه ميان ايشان بود ، و نصب او بر مفعول له است . * ( إِنَّ رَبَّكَ يَقْضِي بَيْنَهُمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ ) * ، خداى تعالى حكم كند ميان ايشان در آنچه ايشان در آن خلاف كرده باشند در دنيا . * ( ثُمَّ جَعَلْناكَ عَلى شَرِيعَةٍ مِنَ الأَمْرِ ) * ، آنگه با رسول - عليه السلام - خطاب كرد ، گفت : ما كرديم تو را بر شريعتى از كار ، يعنى ، از كار دين . و اصل شريعت ( 5 ) ، الطريقة المشروعة الى الماء ، رهى باشد كه بكرده باشند كه به او به آب رسند ، آنگه
هامش
( 1 ) . گا ، آد : چه اين جمله فرزندان يعقوب پيغمبر را بوده است . ( 2 ) . اساس ، آب و لا : ندارد ، از آج افزوده شد . ( 3 ) . آج ، ما ، گا : دلايلى . ( 4 ) . آج ، ما ، گا ، لا ، آد : پس از . ( 5 ) . لا : كلمة الشريعة .